تبلیغات
نگاه - دو نوع رویکرد به هنر 2
کتاب و فیلم

دو نوع رویکرد به هنر 2

نویسنده :ناهید
تاریخ:چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396-07:22 ب.ظ


سلام به هر آن که از این اطراف می گذرد ....


در ابتدای سال متنی با نام " دو نوع رویکرد به هنر" نوشتم و به اشتراک گذاشتم. دوست بسیار نازنین و 

فرهیخته ام، میله بدون پرچم، لطف فرمودند و نظری درباره ی این متن نوشتند، علاقه مند شدم با وجود

 فاصله ی زمانی که به علل مختلف پیش آمد و نتوانستم به وبگاهم سر بزنم، جواب را بصورت یک پست 

در اختیار این دوست عزیز قرار دهم. متاسفانه مسیر نظردهی در این وب به مشکل برخورده و من هم که

 فرصتی برای کوچِ دوباره ندارم مجبورم با این مشکل بسازم. از دوستانم بابت این موضوع عذرر می خواهم.

سوال دوست عزیزم این بود که :" گاهی لزومی ندارد یک نویسنده برای خلق یک اثر قابل قبول بر ناخودآگاهش

وقوف کامل داشته باشد. پیش می آید که از ناخودآگاه چیزهای خوبی به طرف الهام شده بدون اینکه بداند

 از کجا آمده است."


خدمت دوست خوبم عارضم که 

تصور ما از ناخودآگاه، نقطه ای است کور و ناشناخته در درونمان، که از اجزاء و نحوه ی چگونگی تشکیل 

نظام آن بی خبریم، تا حدی که تصور می شود کسی از جایی خارج از زمان و مکان ما، ناخودآگاه مان را 

تشکیل داده است و بالطبع با چنین تصویری، برداشت از شعر و هنر، برداشتی کاملا احساسی و خارج از

 دایره ی تعقل و منطق خواهد بود. به راستی رابطه ی ما با ناخودآگاهمان چیست؟!

به تعبیر" فروید"، ذهن ناهشیار یا ناخودآگاه، خزانه ای از معناست که در طول زندگی در برخورد انسان با

 حوادث، جارب، خاطرات، رنج ها و شادی ها و افکار به وجود می آید. اما یونگ تعبیر گسترده تر دیگری از

 ناخودآگاه ارائه می دهد ؛ به این معنا که او، ناخودآگاه را به کهن الگوها ارجاع داده است. او معتقد بود که

 دلبستگی های ما به معنویت، مذهب و انگاره های پهلوانی، برگرفته از اسطوره هایی است که در طول تاریخ

 در زمان های مختلف بوجود آمده است. با این حساب ما با دو نوع ناخودآگاه مواجهیم: ناخودآگاهی که معرف

 زندگی عملی و تجربی و یا به عبارتی زندگی واقعی و ملموس ما است و ناخودآگاهی که توسط الگوهای

 اسطوره ای و یا از طریق وراثت یا غریزه های جمعی در هر فردی به وجود آمده است و در طول زندگی به

 صورت صور سمبلیک عرضه می شود. نویسنده ای که قرار است محصول فکری خود را به بیرون از خود عرضه 

کند؛ از هر دو بخش ناخودآگاه خود تصاویری می آفریند که ممکن است به لحاظ عاطفی و احساسی حتی 

خودِ او را نیز تحت تاثیر قرار داده، به واسطه ی متن، چیزی بر مولف نیز افزوده شود. در هنگام تولد یک

 اثر هنری، دست هنرمند به صورت ناخودآگاه به سمت درون کشیده می شود تا ابزار مورد نیاز خود را در

 تاریکیِ ناشناخته ی این مکان رمزآلود به چنگ آورد. اما در این میان باید میان هنرمند و انسان معمولی، 

برای نحوه ی دسترسی به ناخودآگاه تفاوت قائل شد. هنرمند برای جمع آوری بهترین ابزار و ادوات در

 ناخودآگاه خود، تلاش می کند. او خود را موظف می کند تا تجارب نظری و عملی زیادی را در مخزن ذهن

 ناهشیار خود ذخیره کند، هم چنین با مطالعه ی تاریخ انسان به دستیابی آگاهانه از کهن الگوها مبادرت 

می ورزد، و به این ترتیب در هنگام آفرینش یک اثر، از ناخودآگاهی بهره می برد که بخش اعظمی از آن 

بصورت خودآگاه در ذهن انباشته شده است. در حقیقت او ناخودآگاه خود را فربه می کند، به همین

 دلیل است که هنرمندان واقعی قوه ی تجزیه و تحلیل خوبی از آثار خود و دیگران دارند. هنرمند صادقی

 را درنظر بگیرید که در میانه ی عمر هنریِ خود، به یکباره ایده های متفاوتی نسبت به آن چه که قبل از

 آن اعتقاد داشته است عرضه می کند. این هنرمند در مواجهه با سوال های متعدد از تغییر نگرش و ایده های

 خود می تواند از تجارب جدید خود در زندگی سخن بگوید و به راحتی شما را به فضای جدید فکری خود

 راهنمایی کند. طبیعی است که چنین انسانی کاملا با خوراک فکری که وارد ذهن او شده است آشناست.

 در مقابل هنرمندی را هم در نظر بگیرید که نه تنها در مقابل نقد، چیزی برای عرضه ندارد، بلکه در حرف و

 عمل او آن قدر فاصله است که گویی با دو انسان متفاوت روبرو هستیم. مسلم است که چنین شخصی نه تنها

 از ناخودآگاه خود بی خبر است، بلکه از عنصر آگاهی هم تهی است. 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
زائرسرای قم
یکشنبه 4 تیر 1396 01:44 ب.ظ
ســــلام !
وبلاگتون زیباست!
موفق باشید
پاسخ ناهید :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.