تبلیغات
نگاه - انسان و سمبول هایش
کتاب و فیلم

انسان و سمبول هایش

نویسنده :ناهید
تاریخ:دوشنبه 11 اردیبهشت 1396-12:47 ب.ظ

کتاب: انسان و سمبول هایش

کارل یوستاو یونگ

ترجمه ابوطالب صارمی

انتشارات امیر کبیر

 

نت برداری:

روان زنانه، همان عنصر زنانه در ناخودآگاه مرد است. این دوگانگی درونی غالبا به صورت یک شخصیت دوجنسی ظاهر می شود. مانند شخصیت دوجنسی تاجدار در یکی از متون کیمیاگری قرن 17. .... این عنصر زنانه در هر مردی وجود دارد که اساسا یک نوع رابطه ی پست تر با محیط اطراف و مخصوصا با زنان است. روان زنانه، با دقت از دیگران و حتی از خود شخص پنهان نگاه داشته می شود.

نشانه همواره کمتر از مفهومی است که می نمایاند، اما سمبول نماینده ی چیزی بیش از معنی آشکار و بلافصل است.

مردمی که ذهن خود را به کار می برند کسانی هستند که فکر می کنند- یعنی قدرت عقلانی خدر را برای تطابق با مردم و شرایط به کار می برند. و مردمی نیز که به همان اندازه هوشمندند، راه خود را با احساس می جویند و می یابند. ص86

چهار نوع کنش، شیوه های روشن برای برخورد خودآگاهی با تجربه است. 1- احساس مطلق: یعنی ادراک حسی به ما می گوید چیزی وجود دارد. 2- تفکر: ما را از چگونگی آن آگاه می سازد. 3- احساس: می گوید آیا آن چیز مطبوع است یا نامطبوع. 4- درک شهودی: که می گوید که از کجا می آید و به کجا می رود.ص 87

نیروهای غریزی، به وسیله ی رؤیاها( به اضافه ی انواع ادراک های شهودی، تمایلات و سایر وقایع از خود برآمده) بر فعالیت خودآگاهی تاثیر می کنند. میزان خوبی یا بدی این تاثیر به ماهیت محتوای واقعی ناخودآگاه بستگی دارد. ص93

رابطه ی میان غریزه ها و کهن الگوها: آن چه که ما به وجه اخص غریزه می نامیم کششهای فیزیولوژیک هستند و توسط حواس درک می شوند. اما در عین حال خیالبافی های ما ظاهر می شوند و غالبا وجود خود را فقط با صور سمبولیک فاش می سازند. این نمودها همان هایی هستند که من کهن الگو می نامم. منشاء آنها معلوم نیست و خود را هر زمان و در هر قسمت از جهان عرضه می کنند- حتی در جاهایی که انتقال با وراثت مستقیم یا اختلاط نژاد بر اثر مهاجرت مطرح نباشد. ص102

( در ابتدا، عمل بود)اعمال هرگز اختراع نشده اند، بلکه فقط انجام گرفته اند؛ اما فکر برعکس از کشفیات بعدی انسان است. انسان ابتدا به وسیله ی عوامل ناخودآگاه به حرکت در آمد و مدت ها پس از آن بود که اندیشیدن به علت های حرکت را آغاز کرد و در حقیقت دیرزمانی گرشت تا به این فکر نامعقول رسید که گویا خودش باعث حرکت خویشتن شده است. 123

خودشناسی: مانعی که در راه ما هست این است که نمی فهمیم و نمی خواهیم بفهمیم که خودمان در زیر پوشش آداب نیک چه می کنیم.ص128

این عیسی نبود که اسطوره ی خدا-مرد را به وجود آورد. این اسطوره قرنها پیش از تولد او وجود داشت. این فکر سمبولیک نر او نیز تسلط یافت و چنان که مرقس حواری می گوید، او را از زندگی محدود نجار ناصره بالاتر برد. ص132

سمبول های طبیعی از محتویات ناخودآگاه روح سرچشمه می گیرند و از این رو معرف تنوع عظیم در جلوه های کهن الگوهای اصلی هستند. در بسیاری از موارد می توان هنوز هم آنها را تا ریشه های کهنشان ردیابی کرد- بعنی به افکار و تصویرهایی که ما در نوشته های باستانی یا در جوامع ابتدایی می یابیم.ص139

کهن الگوها در عین حال همان تصاویر و عواطفند. فقط وقتی می توان از کهن الگوها سخن گفت که این درو جنبه مقارن باشند. وقتی که فقط تصویر وجود دارد، با تصویر کلمه سروکار داریم که چندان اهمیت ندارد. اما وقتی که تصویر با عاطفه آکنده شد، کارمایه ی روانی پیدا می کند، پویا می شود و مسلما عواقبی دارد.ص146

** ادیان ادواری: مصلوب کردن عیسی در روز جمعه قبل از عید قیام در نظر اول متعلق به همان الگوی سمبولیسم باروری است که در مراسم مذهبی مربوط به( نجات دهندکان) دیگری چون ایریس، توموز و ... یافت می شود. آن ها نیز از تولد الهی یا نیمه الهی برخوردار بودن، شکوفان شدند، کشته شدند و باز زاده گشتند. آن ها در حقیقت به ادیان ادواری تعلق داشتند که در آن ها مرگ و تولد و مجددا خدا- شاه یک اسطوره ی تکرار شونده اند. اما قیام مسیح در یکشنبه ی عید قیام از لحاظ شعائر مذهبی کمتر از ادیان ادواری قانع کننده است. زیرا که مسیح به آسمان می رود که در درست راست خدای پدر بنشیند: رستاخیز او یکبار برای همیشه اتفاق می افتد. ص164

**** سمبول های قهرمانی وقتی نمودار می شود که "من" محتاج تقویت است- یعنی وقتی که ذهن خودآگاه در کاری که نمی تواند بی کمک یا بدون استفاده از منابع قدرتی که در ضمیر ناخودآگاه وجوددارد انجام دهد. ص185

نباید تصویر قهرمان را با (من) خاص یکسان دانست. تصویر قهرمان یک وسیله ی سمبولیک است که (من ) توسط آن خود را از کهن الگوهای مربوط به تصویرهای پدر و مادری دوران کودکی رها می سازد.ص194

هویت گروه و فرد غالبا با یک حیوانبه عنوان سمبل مجسم می شود. این حیوان را توتم می نامند.ص195

*** برای مرد زندگی چیزی است که باید با حمله تسخیر شود، مانند عملی که از اراده ی یک قهرمان ناشی می شود؛ اما برای زنی که درباره ی خود درست می اندیشد کامیابی در زندگی فقط طی یک فرایند بیداری بدست می آید.یکی از اسطوره هایی که حاکی از این نوع بیداری است، دیو و دلبر است.ص209

موضوع عمده ی هنر نوین به یک معنی تصور ناپذیر است. به همین جهت قسمت اعظم هنر نوین انتزاعی است. هنرمندان بزرگ این قرن درصدد بودند که فرم مشهودی به زندگی واقع در پس اشیاء بدهند از این رو آثار آنان یک نمایش سمبولیک از جهان واقع در پس خودآگاهی است. 419

فرانتس مارک نوشته است: آیا ما از روی هزاران سال تجربه در نیافته ایم که اشیاء را هر چه بیشتر از لحاظ بصری به ظاهرشان توجه کنیم، کمتر با ما سخن خواهند گفت؟ ظاهر، جاودانه بیمزه و بیروح است.

 

 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.