تبلیغات
نگاه - رولان بارت 1
کتاب و فیلم

رولان بارت 1

نویسنده :ناهید
تاریخ:دوشنبه 18 بهمن 1395-01:05 ب.ظ

این حساسیت های شوپنهاوری؛ تأکید بر دلالت های درونی برای رسیدن به مزیت های اخلاق فردی، بی واسطه گی با دلالت های بیرونی، عریان شدن و تن  دادن مؤلف به "سوزن درمانی اخلاقی" ؛ بارت را به بازی دال ها می کشاند، به تصویرستانی که برای فهم آثارش، راهی جز غرق شده گی نمی گذارد. او مدام در سطح نوشتاری کلام پرسه می زند؛ در عمیق ترین نقطه ی خطر.

کنار هم چیدنِ پازل چند هزار تکه، با قطعات همسان و رنگ ها و شکل های یکسان، و در انتها تبدیل شدن به تابلویی که در نهایت ناباوری، هر بخشی از آن متفاوت، نو، برانگیزاننده و دارای طیف وسیعی از رنگ هایی است که از روایت گونه گی گریزانند تا بتوانند گوشه ای از گزیده گویی های یک عاشق را به تصویر بکشند؛ مرد تنهایی که در کافه ی یخ بسته ی خود، از هم داستان شدن با تصاویری که به جبر او را محاط کرده اند گریزان است، انسانی که خود را روان نژند می نامد تا "غیر واقعی" شود؛ برای نگارش سطح رمانتیک " سخن عاشق"، و پس از آن با روان پریشیِ خاص خود، به دنیای "بی واقعیت" دست اندازی می کند برای نوشتن از " رولان بارت".

برای فهمِ بارت، راهی جز حاشیه نویسی بر گزیده گویی هایش ندارم؛ حاشیه نویسی بر متن های کوتاه او، با لایه های متعدد و دالان های تودرتو؛ همچون کتابخانه ی گل سرخِ " امبرتو اکو". سکانس های کنار هم چیده ی او، با ذهن کارآگاهی رمزگشایی نمی شود. نوشتارش را باید با نوشتن فهمید. یکی از کارکردهای آثار بارت، طرد کردن خواننده است. او در کتاب " رولان بارت به قلم رولان بارت" می نویسد: " من جسارت به خرج داده و خود را تا آن حد به تکرار خویش وا می دارم تا خواننده مرا از قلم بیندازد". با این ترفند، مخاطب قلم به دست می گیرد تا مانند او به "لذت متن" دست یابد؛ به حظ؛ لذتی فارغ از تفکر سودجویانه.

این رولان بارت است که با واپس نشینی از امور واقعی و ارتداد از واقعیت، بی هیچ الگویی، از معنا بودگی گریزان شده به سمت انجماد و انفعال در کنش ها و واکنش ها کشیده می شود تا بواسطه ی بی طرفیِ محضِ متن و مهارت نوشتار، ادبیاتی اصیل را به خواننده معرفی نماید که مخاطب را از سطح خوانش به سطح نوشتارسوق می دهد. اما در حین حاشیه نویسی ها، متوجه می شوم که در عین واپس نشینی بارت از واقعیت، معنا چگونه به سرعت به واژه ها حمله ور می شوند و آن ها را درسیطره ی خویش قرار می دهند. این گریز مدام و این دامِ همیشه گسترده، متن را درخود فرو برده، آن را به آتشفشانی تبدیل می کند که هر لحظه از درونِ خود می جوشد و گذاره ها را به اطراف می پراکند. بازگشتی دوباره؛ برای رسیدن به بالاترین سطح آگاهی، توسطِ " حظی که نمی تواند خود را با تولید مثل منطبق کند". 


ناهید زمانیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.