تبلیغات
نگاه - صداهایی برای ننوشتن-آواهایی برای نوشتن
کتاب و فیلم

صداهایی برای ننوشتن-آواهایی برای نوشتن

نویسنده :ناهید
تاریخ:دوشنبه 1 آذر 1395-02:18 ب.ظ

کتاب: صداهایی برای ننوشتن- آواهایی برای نوشتن

نویسنده: دکتر فریدون اکبری شلدره

نشر پژوهش


 

در کتاب آموزشیِ (صداهایی برای ننوشتن، آواهایی برای نوشتن) از دکتر فریدون اکبری شلدره، گذشته از تکرارهای ملال آور و خسته کننده، به مطلب قابل تأملی برخوردم. ایشان در صفحه سی و یکم کتاب در جواب کسانی که می گویند ( فکر کردن و نوشتن در هم تنیده اند و این که رابطه ی تفکر و نوشتن رابطه ی ظرف و مظروف نیست و نیز در جواب کسانی که معتقدند تقدمی برای فکر باید قائل شد اما این تقدم فقط به شروع ختم می شود) فرموده اند که : باور ما این نیست، ما نگرشی فرایندی به نوشتن داریم. نوشتن را یکی از حلقه های زنجیره ای می دانیم که خاستگاه آن دنیای مغز است. از مغز تا به دل و زبان و دست راهی دراز است. عمل نوشتن را دست به جا می آورد. دست، کارگزارِ فرماندهی به نام مغز و خرد است.... نوشتن نمودی از اندیشه است نه خود آن.

1-    1- فرضِ قرار دادنِ "تواناییِ نوشتن،  نشانه ی آگاهی است"  چندان درست به نظر نمی رسد از آن رو که زیاده خودبسنده می نماید. این رویکرد می تواند بر پای هر نوشته ای مهر تایید زده، نقد را به محاق بکشاند. ما هم اکنون در کشورمان شاهد انتشار انواع رمان ها، قصه ها و شعرهایی هستیم که به لحاظ ساختار، قوی به نظر می رسند اما به لحاظ محتوا فرو ریخته اند. همانطور که نویسنده ی کتاب مزبور فرموده اند، نوشتن یک مهارت است که به هنر می انجامد، اما در طی کسب این مهارت باید به این موضوع نیز بیندیشیم که یک ساختار خوب و درست، حامل مفاهیم و نشانه هایی است که درک آن نیازمند فعالیت ذهن و تفسیر است. در این صورت می توانیم بگوییم ما با یک نوشتار کامل روبرو هستیم.

 

2-      2 - در این که اندیشیدن، پیش نیاز نوشتن است شکی نیست اما رویکردی که ما به خودِ فرایندِ نوشتن داریم باید رویکردی مثبت و سازنده باشد. نوشتن؛ نتیجه ی تفکر، اندیشیدن، درست دیدن و مطالعه ی کتاب های خوب و عمیق است. اما به موازات آن، نفس نوشتن، ذهن نویسنده را با چالش هایی روبرو می کند- یا به عبارتی نویسنده را آن چنان با خودش رودررو می کند- که مجبور می شود همه ی آن چه را که تا کنون در بانک اطلاعاتی حافظه ی خود جمع آوری کرده است روی دایره بریزد و برای حل تناقضاتی که در ذهن او روی هم انبار شده و از هیچکدام آن ها خبر نداشته است، استدلال کند. این اتفاق، که البته بسیار هم مبارک است، باعث می شود تا نویسنده، نقطه های تاریکِ آگاهی و فهم خویش را دریابد و برای رهیافت به جواب درست، دانش افزایی کند. چنین رویکردی ما را به " نوشتن ورزی" ؛ مترادف همان چیزی که استاد ملکیان از فرآیند خوانش فلسفه با عنوان فلسفه ورزی یاد می کند، رهنمون می شود. استاد ملکیان معتقد است فلسفه ورزی کار کسی است که اندیشه ی اصلاح اجتماعی و اندیشه ی نجات فردی برای او مهم است و این نجات تنها در فرآورده های فلسفه به معنای آراء فلسفی نیست بلکه فرآیند نیز فی حد نفسه اهمیت دارد، قابلیتی که می تواند به موازات فرآورده اثر اعجاب انگیز خود را به ما نشان دهد.

 

3-    3 -   در طی عمل نوشتن، به خوبی متوجه می شویم که واژگان تمایل عجیبی به تبخیر شدن دارند. این تبخیر شدگی نمی تواند تنها به عدم مطالعه ی کافی و ذخیره ی دایره ی واژگان مرتبط باشد. هر چه مطالعه ی درست بیشتر باشد نوشتن نیز آسان تر می شود اما شاید بهتر باشد گاهی به نوشتن به شکل گفت و گوی درونی نگاه کنیم. پیرس می گوید" همه ی انواع تفکر، شکل گفت و گویی دارند. خود، هر دم تمایل دارد تا رضایت خود عمیق تر را به دست آورد" . در حقیقت می توان چنین گفت که هر گفت و گویی حاصل افتراق میان طرفین است. برای پیروز شدن در این میدان، آن کسی که در کنار مطالعه ، حساسیت اجتماعی بیشتری دارد از شانس بیشتری برخوردار است زیرا در کنار حافظه، سرباز دیگری به نام جهان نگری های اجتماعی و فرهنگی را به میدان آورده، تا حد امکان از تبخیرشدگی جلوگیری می کند. با چنین دیدگاهی، نوشتن، میدان مبارزه است. مبارزه ی من با خودم.... نوشتن، خود یک کتاب بزرگ است. من از نوشتن بسیار آموخته ام.

 

 

 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.