تبلیغات
نگاه - زندگی در پیش رو
کتاب و فیلم

زندگی در پیش رو

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 30 آبان 1395-07:02 ب.ظ

کتاب : زندگی در پیش رو
نویسنده : رومن گاری
ترجمه : لیلی گلستان
نشر بازتاب نگار

وقتی در اطرافتان کسی نیست که دیگر دوستتان بدارد، چربی پیدا می شود.ص 70
چقدر راحت حرف زدن خوب است. چقدر بی هیچ نگرانی و دلهره ای از قضاوت دیگران ، حرف زدن خوب است. مدام شعار می دهیم که ما از اوناش نیستیم که نیاز به نگاه دیگران داشته باشیم، ما منحصر به فردیم، یکی یک دانه ی آفرینش که حسرت جزیره تنهایی و لخت و عور و من و دریا و کتاب و .... چرند گویی یعنی همین. یعنی من؛ که فکر می کنم چیزی قشنگ تر از جزیره ی تنهایی نیست. که فکر میکنم اگر بگویم به دیگران، به بودن شان به نگاه شان نیازمندم می شوم یک آدم بی کلاسِ بی فرهنگ !! افه ی روشنفکری برمان داشته فقط. 
سپاس رومن رولان. ممنون دوست من که ضرورت وجود دوست را اینقدر صمیمانه نشستی و نوشتی و بخشیدی. ممنون که محمد؛ شخصیت اصلی داستانت را تنها نگذاشتی و رَزای پیر و مریض و چاق را به او بخشیدی تا بتواند بازی زیبای دوستی را با او چنان به تصویر بکشد که آب از لب و لوچه ی خواننده راه بیفتد که ای کااااااش یک بار هم که شده من هم لذت دوستی را تا مرزی که محمد پیش رفت تجربه کنم. ممنون که شخصیت داستانت یک حرامزاده است، و رزای پیر یک روسپی که در مرز میانسالی بچه های حرامزاده ی روسپی ها را نگهداری می کند. تو می دانی که ارزش ها در کجای صندوقچه ی هر خانه ای نهفته اند. تو قلب را می شناسی، و انسانیت را، فارغ از نژاد و رنگ و پوست. مسلمان را در آغوش یک یهودی بزرگ می کنی و بعد یک یهودی را در آغوش محبت یک مسلمان به آرامش دعوت می کنی . می گویی حالا دیگر نوبت خداست که برای شما کاری بکند، به اندازه ی کافی به مکه و اورشلیم رفته اید. آری رومن گاری عزیز، حالا نوبت ماست تا مرزها را بشکنیم و انسانیت را تجربه کنیم. 
یادم هست گفتی؛ آقای هامیل( که مسلمان بود) می خواست برای رزا خانم شعری از ویکتورهوگو بنویسد اما دیگر سوی چشمی برایش نمانده بود و مجبور شدم شعر را از طرف آقای هامیل از حفظ کنم، شعر با این جمله شروع می شد: سبحانه الدائم لایزول. یعنی فقط اوست که جاودان است. آری دوست من، زوال در انتظار ماست، خداوند لایزول است پس باکی اش نیست. این ماییم که باید فکری به حال خود کنیم و باز در جایی دیگر گفتی که در مکه نیز آدم وبا می گیرد. آری، آری دوست من. آری رومن گاری عزیز، دیگر دارد دیر می شود. دنیا از بغض های تبعیض نژادی و مذهبی در حال انفجار است. باید فکری کرد. باید انسان را با انسانیت شفا داد. 


نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
sahar
یکشنبه 30 آبان 1395 10:35 ب.ظ
سلام مطلبت واقعا قشنگه خسته نباشید
پاسخ ناهید : سپاس ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.