تبلیغات
نگاه - به همین سادگی
کتاب و فیلم

به همین سادگی

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 30 آبان 1395-04:32 ب.ظ

به همین سادگی .... ما در حال تغییر جنسیت هستیم. 

اتفاق عجیبی بود. وایبر و واتساپ مانند بیماری واگیر اپیدمی شد و در عرض چند ماه قوه ی لامسه ی انگشت هایمان، ما را به دنیای وسیع و عجیبی پیوند داد که همزمان می توانستیم هم خواننده باشیم و هم نویسنده. این که چه چیزی می نوشتیم مهم نبود. چیزی که اهمیت داشت این بود که بدون فاش شدن هویت مان می شد حرف دل را در قالب شعر و نثر و هرزه گویی و طنز و گریه فریاد زد. حالا دیگر زن ها می توانستند با خیال راحت در پستوی موبایل شان بنشینند و از عشق بگویند. فارغ از توجه به ساختار ادبیات که به یکباره فروریخت، چیزی که قابل توجه بود این بود که متن هایی که توسط زنان نوشته می شد حاوی نشانه های مردانه بود. دست نوشته های شان نشان می داد که آنان هنوز نتوانسته اند خود را پیدا کنند، زبان زنان صرفاً ارجاعی بود به دنیای مردانه. نمودها، تصورات و مصادیق به شدت گنگ و حتی بی ربط بود. سلطه ی تفکر مردانه دورادور شکل متن را تحت تسلط خود داشت و حتی موضوع سکس با مؤلفه های مردانه به تصویر کشیده می شد، زنانی که در شرایط اجتماعی خاص کشورمان هنوز نتوانسته اند به اعتبار و جایگاه واقعی خود دست پیدا کنند، حالا می توانستند لااقل در متن، اعتبار و قدرت خود را با کپی کردن از تجربه ی زیستیِ مرد کسب کنند و هم چنین از جایگاه تماشاچی خود را خارج کرده، تبدیل به بازیگر شوند. گرچه به نظر می رسد ساختار فرهنگی کشور آزادی بیشتری برای زنان قائل شده است اما از نظر دور نیست که هنوز هم زنان مجبورند برای دور شدن از بدنامی ها و تهمت ها خود را در حاشیه قرار دهند تا از تاثیر سنگین اجتماع سنتی و مذهبی مصون بمانند. در هر صورت دنیای مجازی تحولات تاریخی معاصر را با چنان دور تند به جریان انداخته و دگرگون کرده است که باور آن سخت می نماید. حالا پس از دوره ی گذاری که نه در واقعیت، بلکه در متن اتفاق افتاده است، ما با مردانی روبرو هستیم که در حال از دست دادن کاردکرهای نشانه ای و رمزی خود به عنوان جنس مذکر هستند. در جامعه ی مرد سالار؛ سنگینی وزنه ی تقابل دوتاییِ زن و مرد در هر زمینه ای به سمت مردانگی است. از این رو نشانه های زنانگی با وجود شفافیت و استقلال معنا به ذیل نشانه های مردسالارانه حرکت می کند. دل نوشته هایی که این روزها در دنیای مجازی از آقایان دست به دست می شود حاوی این حقیقت است که مردها در متن نوشته هایشان با تقلید از دنیای درونی زنان، خواهان ایجاد برابری سیاسی و اقتصادی و اجتماعی با زنان نیستند بلکه برعکس، با بازتولید نشانه های زنانگی به ترویج و عادی سازیِ گفتار بی شرمانه دامن می زنند تا مسیری جدید برای سلطه ایجاد کنند. چنین رویکردی با سرعت سرسام آوری زنان را به سمت فاحشگی و مردان را به سوی ابتذال جنسی کشانده است. اکنون همه ی آن چیزی که برای دنیای زنان ارزش محسوب می شد و به عنوان سرمایه ی روحی آن را از دید نامحرمان مصون می داشتند، همه ی آن چیزهایی که شیرینیِ جان یک زن بود، دست مایه ی شعرهای آبکی و بی مایه ای شده است که روح هر انسان با اصالتی را به درد می آورد. 

شیرینیِ کلام یک زن این است که گاه در بی قیدی نسبی با گفتارهایی که حتی شاید از سر تصادف باشد، خود را از تلخی روزگار می رهاند تا با پایداری در برابر تنگدستی ها و ناکامی ها ساعاتی خود و اطرافیانش را به دنیایی رویایی بکشاند و این گونه التیام بخش جان های خسته و فرسوده شود. او درد را به درستی می شناسد و دوش به دوش مردان از پل تاریخ می گذرد اما با زیرکی از حقیقت گویی های رک و بی پرده ی رسانه ها دوری کرده، تن به تفسیر نمی دهد زیرا می داند که حتی در دنیای بی اعتبارِ تبلیغات هم اوست که دست مایه ی سلطه طلبی سرمایه داران شده است. شاید از این روست که می بینیم زنان برای اهداف افلاطونی کمتر اعتبار قائلند و به جای آن همواره به دنبال منبع زیبایی ای هستند که نشانه هایش را حتی ممکن است در یک گل سر کوچک و رنگی پیدا کنند. شاملو در مصاحبه ای که در مجله ی فردوسی سال 1346 چاپ شد درباره ی فروغ می نویسد ( من هرگز ندیدم که فروغ چیزی را پیدا کند و آن چیز قانعش کند. فروغ در شعرش به دنبال چه چیزی می گشت؟ این برای من شاید به عنوان عظمت کار فروغ و اهمیت او مطرح بشود.)

جان کلام این که؛ دنیای مجازی زنان را به سخن واداشت. اما از آن جا که دنیای سرمایه داری از هر مقوله ای برای فربه شدن خود سوء استفاده می کند، این واگویی ها لطمه ی زیادی به دنیای زنان و حتی مردان زد. تراژدی این جاست که تاثیر دو سویه ی زبان و اجتماع چیزی بود که از نظرها دور انگاشته شد و حالا در تهران شاهد زنانه شدن مردانی هستیم که نه تنها در کلام بلکه در پوشش و حتی به لحاظ روحی دچار بی هویتی شده اند. دو جنسه هایِ روحی که شلوارهایی کوتاه شبیه به ساپورت می پوشند، کفش های شبیه به زنان می پوشند، به جوراب اعتقاد ندارند تا مچ پای باریک و بی موی خود را به مردم نشان دهند و تکیه کلام شان چیزی است در مایه های "...............".


ناهید زمانیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.