تبلیغات
نگاه
کتاب و فیلم

ویلهلم تل

نویسنده :ناهید
تاریخ:چهارشنبه 25 اسفند 1395-01:23 ب.ظ

کتاب: ویلهلم تل

اثر فردریش شیلر

ترجمه : محمد علی جمالزاده

انتشارات ترجمه و نشر کتاب، سال 1335

 

باید مراقب باشم. اگر بی احتیاطی کنم برگه های کاهیِ کتاب از هم فرو می پاشد. ترجمه ی جمالزاده که باشد و 

مانده از سال های پیش، متبرک است ....

ترجمه ی زیبای جمالزاده از کتاب ویلهلم تل آن چنان زیبا و فاخر است که خواننده قبل از توجه به نمایشنامه ی شیلر،

 متوجه حماسه ی نثر می شود. نمایشنامه ی"ویلهلم تل" در سال 1804 نوشته شده و شامل داستان مستقل شدن

 کشور سوییس توسط  انقلاب مردمی است. ویلهلم تل، شخصیت اول نمایشنامه، قهرمانی شبیه به کاوه ی آهنگر خودمان

 است. از این رو، نمایشنامه با متنی پهلوانی نگاشته شده است. جمالزاده با فهمِ مفهوم نمایشنامه، متن را بسیار زیبا با

 تم پهلوانی به فارسی برگردانده است.

و اما شیلر، که بحث بر سر او بسیار است و سوال های زیادی که آیا می توان او را یکی از نویسندگان جنبش رمانتیسیسم 

دانست یا نه؟!. آن چه مشخص است این است که مؤلفه های یک متن رمانتیک را می توان در ویلهلم تل به وضوح مشاهده

 نمود. این که شیلر خود را از جنبش رمانتیسیسم مبرا دانسته و آن را رد کرده است در اصل موضوع تغییری ایجاد نمی کند،

 به تعبیر بارت، متن متعلق به خواننده است و خواننده در متنِ ویلهلم تل می خواند:" بهترین اسلحه همان اسلحه ای است

 که یأس و اضطرار بدست انسان می دهد."ص59 با برداشت از همین یک پاراگراف می توان نمایشنامه ی ویلهلم تل را

 در مجموعه ی مکتب رمانتیسم قرار داد.

و بعد ... تازه متوجه شدم شخصیت انیمیشن قدیمی که دوستش می داشتم؛ پدری با دست های لرزان که کمان خود را

 به سمت سیبی بر سرِ پسرش نشانه می رود، ویلهلم تل است....

 

 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

برادران شلگل. دانشنامه استنفورد

نویسنده :ناهید
تاریخ:چهارشنبه 25 اسفند 1395-12:12 ب.ظ

کتاب: برادران شلگل

نویسنده: کاتیا د. هِی و آلین اسپیت ( از سری کتاب های دانشنامه ی استنفورد)

ترجمه : مسعود حسینی

نشر ماهی

 

آگوست ویلهلم فون شلگل و فردریش شلگل، دو برادر که در ایجاد جنبش بزرگ رمانتیسم نقش بسزایی داشته اند. 

آ.و. شلگل نقش مهم تری در این زمینه داشته است از این رو که یکی از برجسته ترین رواج دهندگان فلسفه ی

 رمانتیسم بوده است. شناخت گسترده ی او در زمینه ی فلسفه، ادبیات، تاریخ، معماری، انسان شناسی و زبان شناسی

 از او انسان جامعی ساخته بود که توانست در زمینه ی ادبیات تطبیقی مسیر روشنی را در اختیار ادبیات و هنر قرار دهد. 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هنر سیر و سفر

نویسنده :ناهید
تاریخ:سه شنبه 24 اسفند 1395-04:51 ب.ظ

کتاب: هنر سیر و سفر

نویسنده: آلن دو باتن

ترجمه گلی امامی

انتشارات نیلوفر

 

اتفاق جالبی بود.  دیدن این کتاب در بحبوحه ی سفر. چه مبارک کتابی و چه فرخنده عیدی ..

کتاب " هنر سیر و سفر" بیشتر از آن که هنر سفر کردن را آموزش دهد؛ هنر خوب دیدن، خوب شنیدن و  تجزیه و تحلیل دیتاهایی را ارائه می دهد که هر روز با آن ها مواجه هستیم. این کتاب مشتمل بر پنج فصل است. بخش اول به نام" عزیمت" شامل دلشوره های قبل از سفر و افکار منفی ای است که چشم انداز کلی سفر به مکان ناشناخته را مخدوش می کند. هم چنین این فصل به " سفر به مکان های گوناگون "می پردازد، در این بخش نام زیبای بودلر و ادوارد هاپر زینت بخش هیجان و عشقی است که سفر با هواپیما یا یک قطار و یا ماشین می تواند آن را بیافریند. دوباتن می گوید:" از درون هواپیما، زندگی کوچک و حقیر خود را در پایین نظاره می کنیم، دورنمایی که هرگز آن را نمی بینیم، آن طور که از منظر عقاب و خدایان دیده می شویم."ص51

بخش دوم در باب انگیزه هاست. آن چه که انسان را به سفر ترغیب می کند، تنها خوشی های لحظه ای نیست بلکه " سفرها قابله های افکارند... منشأ گفتگوهای درونی. گاهی افکار بزرگ به مناظر بزرگ نیاز دارند و افکار جدید به مکان های جدید." ص69

بخش سوم شامل " در باب روستا و شهر" و " در باب تعالی" است.

بخش چهارم به " هنر" و بخش پنجم به " بازگشت" می پردازد.

ریموند ویلیامز می گوید: " از اواخر قرن هجدهم به بعد، میل همیشگی با افراد، دیگر نه از معاشرتی بودن که از سرگرمی سرچشمه می گیرد. از این رو انزوای مطلق و سکوت و تنهایی است که به رغم تقوای خشک و سرد و راحتی خودمدار جامعه ی عادی، طبیعت و اجتماع را به پیش می برد."ص72

چه بسا که عوامل بیگانه را ارج می نهیم نه فقط به این دلیل که تازه اند، بلکه به این دلیل که با هویت و اعتقاد مان بیشتر همخوانی دارند، تا چیزی که مملکت مان به ما عرضه می کند.ص93

آن چه که ما در خارج غریب منظر می یابیم احتمالا همان چیزی است که در کشور خودمان تشنه اش هستیم.ص93

علت علاقه فلوبر به شرق: او معتقد است که نظم و ترتیب احمقانه است، از این رو از آشفتگی شرق که به آن غنا می بخشد لذت می برد. او می گوید از دیدن گورستان هایی با تقسیم بندی های هندسی و منظم متنفر است .... دیدن قبرستان پر از خار و علف و گاوی که از مزرعه همسایه در رفته و آن جا به آرامی مشغول چرا است، زیباست.

چالش سفر: کاربرد حقایق از پیش کشف شده به منظور تعالی زندگی؛ نگاه نیچه ای

پرسش های درست از جهان، در سفر باعث ایجاد کنجکاوی می گردد.

وردز ورث- شاعر طبیعت- معتقد است هویت همنشین، بر ما تاثیر گذار است، زندگی شهری ما را حسود و خودخواه می کند و هم نشینی با طبیعت این مشکل را تعدیل می کند.

سفر به صحرا برای دیدن حقارت خود... احساس متعالی بودن؛ واژه ای که در برخورد با طبیعت ژرف به وجود می آید.

یک منظره زمانی حس تعالی را برمی انگیزاند که القا کننده قدرت باشد. قدرتی فراتر از قدرت انسانی و تهدید آمیز برای شان.ص193

چیزی که زور دارد پست است و ما را تحقیر می کند، ولی اگر قدرتمند و با شکوه باشد احترام مان را برمی انگیزاند.ص195

مؤثرترین شکلی که بتوانیم حس تحسین مان را از منظره ی روبرویمان غنی تر کنیم از طریق هنر تجسمی است. ص213



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ریشه های رومانتیسم

نویسنده :ناهید
تاریخ:شنبه 14 اسفند 1395-10:40 ب.ظ

کتاب: ریشه های رمانتیسم

نویسنده: آیزایا برلین

مترجم: عبدالله کوثری

نشر ماهی

 

آیزایا برلذین که رومانتیسم را "بزرگترین تحولی که تاکنون در زندگی انسان غربی روی داده " می خواند،

 در این کتاب با بیانی دقیق و شیوا که ویژگی آثار اوست، سرگذشت این جنبش فکری و هنری را از نخستین

 مراحل شکل گیری تا قرن بیستم دنبال می کند. او نخست تحولات اجتماعی و فرهنگی اروپا، خاصه آلمان را

 بررسی می کند و آنگاه به آرا و افکار متفکرانی که در این جنبش پیشگام و در تحول آن موثر بوده اند می پردازد

 و نیز گرایش های گوناگون درون این جنبش را توضیح می دهد. اما برلین فقط گزارشگر تاریخ رومانتیسم نیست،

 بلکه از تاثیر اندیشه ی رومانتیک ها بر همه ی ابعاد زندگی مردمان غرب، از هنر و ادبیات تا گرایش های فلسفی

 و سیاسی، همچون ناسیونالیسم، فاشیسم و اگزیستانسیالیسم تصویر روشنی به دست داده است. 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کلنل

نویسنده :ناهید
تاریخ:شنبه 14 اسفند 1395-09:59 ب.ظ

.

نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قصه های شیرین شاهنامه

نویسنده :ناهید
تاریخ:چهارشنبه 27 بهمن 1395-11:16 ب.ظ

کتاب : قصه های شیرین شاهنامه

گردآوری و تنظیم: اسدالله شعبانی

نشر پیدایش

 

به قفسه ی کتاب نوجوانان در کتاب فروشی ها که سری بزنیم، متوجه تفاوت بسیار زیاد نشر کتاب نوجوان نسبت به چند سال پیش می شویم. کتاب های پر و پیمان تر، و مهم تر از آن کاربردی تر که به انصاف می توان گفت برای گردآوری و ترجمه ی آنان دقت فراوانی شده است. دیگر مانند چند سال پیش، برای تهیه ی کتاب برای نوجوانان، نیاز نیست دربه در کتابخانه ها شد و دست آخر به کتاب های سنگین و حجیمِ بزرگسالان روی آورد.

یکی از کارهای خیلی خوبی که در قفسه ها چشم را می نوازد، ساده سازیِ کتاب های اساطیری و تاریخی کشورمان است. یکی از این کتاب ها، قصه های شاهنامه ی فردوسی است که به بهانه ی خرید برای فرزندتان می توانید کتاب را تهیه کرده و در طی دو روز چاه بیژن را کشف کنید 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اسطوره، امروز

نویسنده :ناهید
تاریخ:چهارشنبه 27 بهمن 1395-11:07 ب.ظ

نام کتاب : اسطوره، امروز

رولان بارت

ترجمه شیرین دخت دقیقیان

 


این که بارت بی نهایت سخت نویس باشد، تا جایی که باید همه ی پیش نیازهای موضوعاتی که به آن پرداخته در چنبره ی خواننده باشد تا به دام نیفتد، و از قضا تنها یک ترجمه از کتابش در بازار موجود باشد، مایه ی خودزنی از فرطِ روان نژندیِ ناشی از خوانش کتاب می شود.

به غایت نیاز به خوانش چند باره و در عین حال مطالعه ی مقاله ها و کتاب هایی در این زمینه است. باشد که تا آن زمان ترجمه ی دیگری روانه ی بازار شود تا روانی نشده ام.

اما هر چه هست معنای اسطوره را تنها با بارت می توان بصورت جامع و کامل فهمید و درک کرد.  



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گلهای رنج

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 24 بهمن 1395-05:47 ب.ظ

  گلهای رنجِ بودلر ......... کجایِ طاقچه بگذارمت؟ .... بچه ی شَرِ کتاب های من ...

      باشد، باشد ........ عاشقت شدم ... دست بردار.... به خدا عاشقت شدم .... حالا من دست برنمی دارمت.



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درباب طبیعت انسان

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 24 بهمن 1395-05:45 ب.ظ

کتاب : درباب طبیعت انسان

نویسنده: آرتور شوپنهاور

ترجمه رضا ولی یاری

نشر مرکز

 

خوانش دوم:

قصد داشتم این کتاب عاریه ای را پس از خواندن به صاحبش برگردانم. اخلاق ایجاب می کند بر خلاف میلم این کار را انجام دهم و بعد مستقیم به کتابفروشی بروم و نسخه ای از آن را بخرم. قصدم بر مطالعه ی شوپنهاور و مونتنی است تا انتهای سال بعد. و همچنین فهم بارت. باز هم تا انتهای سال بعد. کار سختی به نظر می رسد اما امیدوارم در توانم باشد. پس باید این کتاب ارزشمند را بخرم. کتاب از شش قسمت تشکیل شده که بعضی از بخش های آن مانند تاملات اخلاقی نیازمند مراجعه های متعدد است. شوپنهاور در هر صورت می تواند مرجع خوبی برای نقد باشد. 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رولان بارت 1

نویسنده :ناهید
تاریخ:دوشنبه 18 بهمن 1395-01:05 ب.ظ

این حساسیت های شوپنهاوری؛ تأکید بر دلالت های درونی برای رسیدن به مزیت های اخلاق فردی، بی واسطه گی با دلالت های بیرونی، عریان شدن و تن  دادن مؤلف به "سوزن درمانی اخلاقی" ؛ بارت را به بازی دال ها می کشاند، به تصویرستانی که برای فهم آثارش، راهی جز غرق شده گی نمی گذارد. او مدام در سطح نوشتاری کلام پرسه می زند؛ در عمیق ترین نقطه ی خطر.

کنار هم چیدنِ پازل چند هزار تکه، با قطعات همسان و رنگ ها و شکل های یکسان، و در انتها تبدیل شدن به تابلویی که در نهایت ناباوری، هر بخشی از آن متفاوت، نو، برانگیزاننده و دارای طیف وسیعی از رنگ هایی است که از روایت گونه گی گریزانند تا بتوانند گوشه ای از گزیده گویی های یک عاشق را به تصویر بکشند؛ مرد تنهایی که در کافه ی یخ بسته ی خود، از هم داستان شدن با تصاویری که به جبر او را محاط کرده اند گریزان است، انسانی که خود را روان نژند می نامد تا "غیر واقعی" شود؛ برای نگارش سطح رمانتیک " سخن عاشق"، و پس از آن با روان پریشیِ خاص خود، به دنیای "بی واقعیت" دست اندازی می کند برای نوشتن از " رولان بارت".

برای فهمِ بارت، راهی جز حاشیه نویسی بر گزیده گویی هایش ندارم؛ حاشیه نویسی بر متن های کوتاه او، با لایه های متعدد و دالان های تودرتو؛ همچون کتابخانه ی گل سرخِ " امبرتو اکو". سکانس های کنار هم چیده ی او، با ذهن کارآگاهی رمزگشایی نمی شود. نوشتارش را باید با نوشتن فهمید. یکی از کارکردهای آثار بارت، طرد کردن خواننده است. او در کتاب " رولان بارت به قلم رولان بارت" می نویسد: " من جسارت به خرج داده و خود را تا آن حد به تکرار خویش وا می دارم تا خواننده مرا از قلم بیندازد". با این ترفند، مخاطب قلم به دست می گیرد تا مانند او به "لذت متن" دست یابد؛ به حظ؛ لذتی فارغ از تفکر سودجویانه.

این رولان بارت است که با واپس نشینی از امور واقعی و ارتداد از واقعیت، بی هیچ الگویی، از معنا بودگی گریزان شده به سمت انجماد و انفعال در کنش ها و واکنش ها کشیده می شود تا بواسطه ی بی طرفیِ محضِ متن و مهارت نوشتار، ادبیاتی اصیل را به خواننده معرفی نماید که مخاطب را از سطح خوانش به سطح نوشتارسوق می دهد. اما در حین حاشیه نویسی ها، متوجه می شوم که در عین واپس نشینی بارت از واقعیت، معنا چگونه به سرعت به واژه ها حمله ور می شوند و آن ها را درسیطره ی خویش قرار می دهند. این گریز مدام و این دامِ همیشه گسترده، متن را درخود فرو برده، آن را به آتشفشانی تبدیل می کند که هر لحظه از درونِ خود می جوشد و گذاره ها را به اطراف می پراکند. بازگشتی دوباره؛ برای رسیدن به بالاترین سطح آگاهی، توسطِ " حظی که نمی تواند خود را با تولید مثل منطبق کند". 


ناهید زمانیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در باب طبیعت انسان

نویسنده :ناهید
تاریخ:پنجشنبه 14 بهمن 1395-11:10 ب.ظ

کتاب : در باب طبیعت انسان

نویسنده : آرتور شوپنهاور

ترجمه : رضا ولی یاری

نشر مرکز

 

خوانش اول:

این مقالات برگرفته از فصول در باب اخلاق و در باب حقوق و سیاست و بخشی از متعلقات شوپنهاور 

و نوشته هایی است که پس از مرگ وی انتشار یافته اند. بیلی ساندرز (مترجم انگلیسی در باب طبیعت

 انسان) در این کتاب نیز همچون کتاب های قبلی خود برخی عبارات را که به نظرش مهجور یا فاقد

 جذابیت عمومی می رسیدند حذف کرده است. برای سهولت کار، فصول اصلی را به بخش هایی 

تقسیم کرده و عناوینی به این بخش ها داده است. همچنین عنوانی برای کتاب برگزیده که بیانگر

 گستره ی واقعی این بخش ها باشد. در این کتاب، بیش از اخلاق و سیاست، خود طبیعت انسان 

از وجوه مختلفش مورد بررسی قرار گرفته است. 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نظریه های ادبی

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 3 بهمن 1395-06:43 ب.ظ

کتاب : نظریه های ادبی

نویسنده: جاناتان کالر

ترجمه فرزانه طاهری

نشر مرکز

 

خوانش دوم:

کتاب نظریه های ادبی را مدتها پیش نصفه و نیمه خواندم، به این دلیل که بعضی از صفحات آن هنوز برایم شفاف و قابل فهم نبود. رجوع دوباره به این کتاب لذت زیادی داشت. قطعا جزو کتاب هایی خواهد بود که گاه و بیگاه نگاهی به آن خواهم انداخت. نظریه ی ادبی کتابی نسبتا جامع از نظریه های ادبی معاصر است. این کتاب برای مخاطبانی که نظریه ها را بصورت تخصصی مطالعه نکرده اند بسیار کارآمد است. در این کتاب ما با نظریه به عنوان یک دانشِ مستقل آشنا شده و سپس از نقش آن در ادبیات و دانش افزاییِ بی مرز آشنا خواهیم شد.  



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درس

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 3 بهمن 1395-06:18 ب.ظ

نام کتاب : درس

نویسنده: رولان بارت

ترجمه: حسام نقره چی

انتشارات نیلوفر

 

خوانش دوم:

 

اول این که بسیاااار خوشحالم که می توانم کتابی را که به آن علاقه مندم و جای زیادی برای فهم پذیری مجدد دارد، دوباره خوانی کنم و در خوانش مجدد مطالبی جدید کسب کنم. در تعریف خود !! باید بگویم چنین توانایی ای در کمتر کسی دیده می شود و من توانستم برای یکبار هم که شده از خودم راضی باشم :)

"درس" اولین جلسه ی تدریس رولان بارت در دانشگاه "کلژ دو فرانس" است. کرسی نشانه شناسی که تاسیس آن با کمک دوست صمیمی بارت، یعنی فوکو ایجاد شد با پژوهش های رولان بارت در این دانشگاه به رسمیت شناخته شد. بارت برای معرفی رویکردش به نشانه شناسی؛ نه به عنوان یک علم، بلکه به عنوان یک امر تاریخی، در اولین جلسه ی تدریس خود به چالشی می پردازد که این دو دیدگاه ایجاد کرده اند. او در این جلسه بر آن است تا راه حلی برای این مسأله ارائه دهد. کتاب "درس" یکی از کتاب هایی است که ناچارم بعد از مدتی خوانش سوم و حتی چهارم نیز از آن داشته باشم. کتابی که با هر بار دانش افزایی می توان در آن به کشفیات جدیدتری رسید. 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ناتور دشت

نویسنده :ناهید
تاریخ:جمعه 17 دی 1395-09:35 ب.ظ

کتاب : ناتور دشت

نویسنده : جی دی سلینجر

ترجمه : محمد نجفی

نشر نیلا


سالینجر عزیز

از آن جایی که ناتور دشت را به صورت نامه ای نوشته ای که برسد به دست مخاطب؛ اخلاق اقتضا می کند که اگر قرار باشد چیزکی از این کتاب بنویسم آن چیزک در قالب جواب نامه باشد.

پس

فصل اول:

سلام سالینجر عزیز

با توجه به متن سیصد صفحه نامه ای که برایم نوشته ای، جا دارد با صدایی سرشار از نگرانی از تو بپرسم حال و احوال تان چطور است ؟!! گویا کوک اندرون تان بدجور به هم ریخته است. این را از همان چند خط ابتدای نامه ات می توان به وضوح مشاهده کرد وقتی دیکنزِ بیچاره را از همان اول بسم الله روی دیوار پخش کرده اید !! . من ماند ام شما چه پدرکشتگی ای با این بینوا داشته اید؟! مگر غیر از این است که دیکنز جاده صاف کن خیلی از شما بود تا بتوانید از زشتی ها سخن بگویید بی آن که نگران شکستن تابوها باشید؟!. البته قبول دارم که دیکنز آن شعر مولانای ما را که می گوید: " هر کسی کو دور ماند از اصل خویش ..... " مصادره ی شخصی کرده است و پیپ را با همه ی بدبختی هایش در انتها به همان شوهر خواهری تبدیل می کند که در ابتدای داستان از زندگی و تفکرات او گریزان بود؛ دقیقا همان چیزی که تو از آن گریزان بوده ای؛ خانواده ای به هم پیوسته که نهایت آمال آن دورهمی های شاد و رفاه اقتصادی به دور از دغدغه ی انسانیت و فارغ از تفکری جهان شمول است. سالینجر جان به تو توصیه می کنم ذهنت را مشغول چنین مصادره هایی نکن، ما خودمان از پس خودمان برمی آییم، ما هم برای انتقام فضای مجازی مان را پر کرده ایم از جملات قصار چارلز دیکنز درباره ی قیام امام حسین!!. می بینی؟ درست است که اسپانسرهای مالی پیپ آدم های شارلاتان و حرام خوری بودند و یا دیکنز در زندگی خود سرو سِرّی با بانوی هفده ساله ی خوشگل مامانی داشته است اما این دلیل نمی شود که ما از حق مان بگذریم. تا ما هستیم شما نگران آرزوهای بزرگ دیکنز نباش. بگذریم از این که جنابعالی هم در انتهای کتاب چیزی شبه دیکنز شده اید و هولدن را چه به اختیار، چه بی اختیار، به خانه و کاشانه اش رساندید.

فصل دوم :

و بعد

در صفحه ی بیست و هفت نامه نوشته بودی " چیزی که در مورد یه کتاب خیلی حال می ده اینه که وقتی آدم خوندنِ کتاب رو تموم می کنه دوس داشته باشه که نویسنده ش دوست صمیمی ش باشه و بتونه هر موقع دوس داره یه زنگی بهش بزنه ". خیلی لذت بردم، این نوع نگاه  به رابطه ی مولف و خواننده حس خوبی داشت. می دانی؟ درست می زنی به هدف. حرف های تو از جنس حرف های ذهن منِ خواننده است. نه این که ذهن مان هم جنس هم است، نه ... در حقیقت تو چیزهایی را از ذهنت وام گرفته ای و به تحریر در می آوری که آن را کاملا تجزیه تحلیل کرده و چنان در ناخودآگاهت ذخیره کرده ای که شاید برای نوشتن شان اصلا به خودت زحمت هم نداده باشی. فرق تو و خواننده ات هم در همین است. اینجوری می شود که خواننده هر خطی را می خواند ناخواسته تبسمی بر لبانش می نشیند و طی گفتگوی خصوصی با خودش می گوید این سالینجر پدرسوخته دقیقا دارد حرف های دل و ذهن مرا به زبان می آورد. به هر حال، این جمله ی تو بسیار خوشایندم بود. بدت نیاید اما به محض خواندن آن یاد براتیگان افتادم. در حقیقت اولین نویسنده ای که این حس را در من بوجود آورد براتیگان بود. هر بار که اسمش را روی یک کتاب یا انتهای یک قطعه ی زیبا می بینم، حسرتی عمیق در وجودم شکل می گیرد، حسرت دوری از کسی که خیلی دلم می خواست تلفن را برمی داشتم و دقایقی با او گفتگو می کردم. ممکن بود گفتگوی ما فقط درباره ی برف سنگینی باشد که دیروز دلش نخواست ببارد یا درباره ی شکاری باشد که من هیچ تجربه ی عملی از آن ندارم و یا شعری که ساختار آن را نمی توانم نقد کنم! .اما اصلا مگر موضوع بحث مهم است؟!! برای من مهم این است که نگاه براتیگان به مسائل روزمره کاملا با نگاه هر کسی که او را دیده ام یا مطالعه کرده ام متفاوت است و من در طی صحبت با او می توانستم این تفاوت را از دهان او بربایم... نفر دومی که بسیار دوست داشتم با او مکالمه ی طولانی داشته باشم اسپینوزا است. جدای از این که من چطور می توانستم صحبت های یک نابغه ی فیلسوف را بفهمم، این پارادوکس مضحک به نظر می رسد که چطور براتیگان ولخرج و رفیق باز با اسپینوزای فیلسوف و زاهد و منزوی که دنیای دین و اخلاق اش نمونه است در یک ذهن جای می گیرند؟. این هم مهم نیست... مهم این است که هر دوی اینها فضای اتاقی را عطرآگین می کنند که در آن دغدغه ی انسان بودن حرف اول را می زند. یکی پشت میز پر از عدسی های عینک، عهد عتیق را بازخوانی می کند تا خرافات را از تاریخ انسان بیرون بکشد و دیگری با تفنگ شکاری خود، لحظه هایی از شعر و ادب را ثبت می کند که هر خواننده ای را به تفکر وامیدارد.... و اما تو سالینجر عزیز، خیلی دلم می خواهد بگویم تو نیز جزو نویسندگانی هستی که از من دلربایی کرده ای، اما از آن جا که خودت در ناتور دشت درس صداقت و معصومیت به من داده ای، می خواهم صادقانه بگویم که این اتفاق نیفتاد!!!. البته در کتاب " شانزدهم هپ ورث" تا نزدیک تلفن هم آمدم اما با خواندن ناتور دشت ترجیح دادم فعلا دست نگهدارم. نه اینکه سبک نوشتاری ناتور دشت را دوست نداشته باشم، نه ...!! اصلا این طور نیست. اتفاقا بخش هایی از نامه ی تو چنان تاثیرگذار بود که برای همیشه در ذهنم خواهد ماند. مثلا در صفحه ی صدوشش نوشته بودی " مردم همیشه برای چیزها و آدم های عوضی دست می زنن، اگه من نوازنده ی پیانو بودم، تو گنجه پیانو می زدم ". خب این موضوع در جامعه ی فعلی کشور ما بسیار رایج است. کاش می توانستی یک سفر به ایران بیایی تا ببینی چگونه برای آدم های میکروسکپی دست و هورا می کشند و پرچم تکان می دهند و در عوض چه انسان های بزرگی در گنجه محبوس شده اند. اما جدای از چنین برش های به یادماندنی، نامه ی تو برای دغدغه های کشور من کم است. دغدغه های اینجا انقدر بزرگ و اساسی اند که آدم دلش می خواهد یک کتابی بخواند که لرزه هایی بسیار قوی تر از این نامه ایجاد کند. وقتی مشکلات فوق طاقت بشر می شوند وقتی ملتی خسته و ناتوان از دروغ ها و اختلاف ها و اختلاس ها می شود، نیازمند درمانی قوی تر، چیزی در حد شوک الکتریکی است!! روزگاری بود که فقر و قساوت لااقل در ذهن مردم یک آهِ بزرگ ایجاد می کرد اما الان تصویر کارتون خواب ها کاملا عامدانه سریع دست به شده، به بوته ی نقد روانشناسان و جامعه شناسان و قوانین حکومتی و کوفت و زهرمار گذاشته می شود تا هنوز به یک ساعت نکشیده از دهن بیفتد و آستانه ی حساسیت مردم بالا برود.

فصل سوم:

سالینجر عزیز .... متأسفانه من مثل تو از سواد و توانایی کافی برخوردار نیستم تا جواب نامه ی سیصدصفحه ای ات را حداقل در صد صفحه بنویسم، فقط در سومین و آخرین فصل نامه ام دوست دارم بگویم که از متن خودمانی نامه ات خیلی لذت بردم. لحن نوشتاری تو آن قدر به گفتار نزدیک بود که گاهی از لابلای متن می شد صدای حنجره ات را شنید. رساندن مفاهیم عمیق در پشت زبان محاوره ای به مخاطب، کار ساده ای نیست. تنها کسانی از پس این مهم برمی آیند که تفکری بسیار گسترده و همه جانبه نسبت به مفاهیم مورد نظر داشته باشند، کسانی که به مسئله ی خود اشراف کامل داشته از علم و مهارت بالایی برخوردارند و به این ترتیب سخن خود را با چند جمله ی ساده و راحت به مخاطب شان انتقال می دهند. تو را می ستایم و به نیابت از همه ی کسانی که تو را خوانده اند و فهمیده اند تلفن را برمی دارم و شماره ات را می گیرم.

پ.ن .... راستی فراموش کردم بگویم که در لابلای خط به خط نامه ات می شد فوبیای انحراف جنسی را دید. حال شما خوب است ؟!!!



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رولان بارت

نویسنده :ناهید
تاریخ:جمعه 17 دی 1395-02:19 ب.ظ

کتاب: رولان بارت به نوشته ی رولان بارت

مترجم: پیام یزدانجو

نشر مرکز

 

هیدن وایت : " رولان بارت به نوشته ی رولان بارت یک خودزندگی نگاری به راستی پسامدرن است، ابداعی  در هنر خودزندگی نگاری" 

 

رولان بارت در این کتاب، خود را از زاویه ی سیاست، روان کاوی، فلسفه، زیبایی شناسی، سخن شناسی و ادبیات به تصویر کشیده است. این خودزندگی نامه اثری متفاوت است از گزیده گویی هایی که هر کدام می توانند برای هر انسان مطلع به مباحث یاد شده، پایه و الگوی گفتمان های بسیار باشد، کتاب دارای لایه های پیچیده و ظریفی است که با یک بار خواندن نمی توان به آن ها دست یافت. به نظر می رسد با دریافت و فهم هر موضوع جدیدی که برایم اتفاق خواهد افتاد نیاز به خوانش های مجدد از این کتاب خواهم داشت. 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :17
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...