تبلیغات
نگاه
کتاب و فیلم

قصه های شیرین شاهنامه

نویسنده :ناهید
تاریخ:چهارشنبه 27 بهمن 1395-10:16 ب.ظ

کتاب : قصه های شیرین شاهنامه

گردآوری و تنظیم: اسدالله شعبانی

نشر پیدایش

 

به قفسه ی کتاب نوجوانان در کتاب فروشی ها که سری بزنیم، متوجه تفاوت بسیار زیاد نشر کتاب نوجوان نسبت به چند سال پیش می شویم. کتاب های پر و پیمان تر، و مهم تر از آن کاربردی تر که به انصاف می توان گفت برای گردآوری و ترجمه ی آنان دقت فراوانی شده است. دیگر مانند چند سال پیش، برای تهیه ی کتاب برای نوجوانان، نیاز نیست دربه در کتابخانه ها شد و دست آخر به کتاب های سنگین و حجیمِ بزرگسالان روی آورد.

یکی از کارهای خیلی خوبی که در قفسه ها چشم را می نوازد، ساده سازیِ کتاب های اساطیری و تاریخی کشورمان است. یکی از این کتاب ها، قصه های شاهنامه ی فردوسی است که به بهانه ی خرید برای فرزندتان می توانید کتاب را تهیه کرده و در طی دو روز چاه بیژن را کشف کنید 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اسطوره، امروز

نویسنده :ناهید
تاریخ:چهارشنبه 27 بهمن 1395-10:07 ب.ظ

نام کتاب : اسطوره، امروز

رولان بارت

ترجمه شیرین دخت دقیقیان

 


این که بارت بی نهایت سخت نویس باشد، تا جایی که باید همه ی پیش نیازهای موضوعاتی که به آن پرداخته در چنبره ی خواننده باشد تا به دام نیفتد، و از قضا تنها یک ترجمه از کتابش در بازار موجود باشد، مایه ی خودزنی از فرطِ روان نژندیِ ناشی از خوانش کتاب می شود.

به غایت نیاز به خوانش چند باره و در عین حال مطالعه ی مقاله ها و کتاب هایی در این زمینه است. باشد که تا آن زمان ترجمه ی دیگری روانه ی بازار شود تا روانی نشده ام.

اما هر چه هست معنای اسطوره را تنها با بارت می توان بصورت جامع و کامل فهمید و درک کرد.  



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گلهای رنج

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 24 بهمن 1395-04:47 ب.ظ

  گلهای رنجِ بودلر ......... کجایِ طاقچه بگذارمت؟ .... بچه ی شَرِ کتاب های من ...

      باشد، باشد ........ عاشقت شدم ... دست بردار.... به خدا عاشقت شدم .... حالا من دست برنمی دارمت.



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درباب طبیعت انسان

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 24 بهمن 1395-04:45 ب.ظ

کتاب : درباب طبیعت انسان

نویسنده: آرتور شوپنهاور

ترجمه رضا ولی یاری

نشر مرکز

 

خوانش دوم:

قصد داشتم این کتاب عاریه ای را پس از خواندن به صاحبش برگردانم. اخلاق ایجاب می کند بر خلاف میلم این کار را انجام دهم و بعد مستقیم به کتابفروشی بروم و نسخه ای از آن را بخرم. قصدم بر مطالعه ی شوپنهاور و مونتنی است تا انتهای سال بعد. و همچنین فهم بارت. باز هم تا انتهای سال بعد. کار سختی به نظر می رسد اما امیدوارم در توانم باشد. پس باید این کتاب ارزشمند را بخرم. کتاب از شش قسمت تشکیل شده که بعضی از بخش های آن مانند تاملات اخلاقی نیازمند مراجعه های متعدد است. شوپنهاور در هر صورت می تواند مرجع خوبی برای نقد باشد. 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رولان بارت 1

نویسنده :ناهید
تاریخ:دوشنبه 18 بهمن 1395-12:05 ب.ظ

این حساسیت های شوپنهاوری؛ تأکید بر دلالت های درونی برای رسیدن به مزیت های اخلاق فردی، بی واسطه گی با دلالت های بیرونی، عریان شدن و تن  دادن مؤلف به "سوزن درمانی اخلاقی" ؛ بارت را به بازی دال ها می کشاند، به تصویرستانی که برای فهم آثارش، راهی جز غرق شده گی نمی گذارد. او مدام در سطح نوشتاری کلام پرسه می زند؛ در عمیق ترین نقطه ی خطر.

کنار هم چیدنِ پازل چند هزار تکه، با قطعات همسان و رنگ ها و شکل های یکسان، و در انتها تبدیل شدن به تابلویی که در نهایت ناباوری، هر بخشی از آن متفاوت، نو، برانگیزاننده و دارای طیف وسیعی از رنگ هایی است که از روایت گونه گی گریزانند تا بتوانند گوشه ای از گزیده گویی های یک عاشق را به تصویر بکشند؛ مرد تنهایی که در کافه ی یخ بسته ی خود، از هم داستان شدن با تصاویری که به جبر او را محاط کرده اند گریزان است، انسانی که خود را روان نژند می نامد تا "غیر واقعی" شود؛ برای نگارش سطح رمانتیک " سخن عاشق"، و پس از آن با روان پریشیِ خاص خود، به دنیای "بی واقعیت" دست اندازی می کند برای نوشتن از " رولان بارت".

برای فهمِ بارت، راهی جز حاشیه نویسی بر گزیده گویی هایش ندارم؛ حاشیه نویسی بر متن های کوتاه او، با لایه های متعدد و دالان های تودرتو؛ همچون کتابخانه ی گل سرخِ " امبرتو اکو". سکانس های کنار هم چیده ی او، با ذهن کارآگاهی رمزگشایی نمی شود. نوشتارش را باید با نوشتن فهمید. یکی از کارکردهای آثار بارت، طرد کردن خواننده است. او در کتاب " رولان بارت به قلم رولان بارت" می نویسد: " من جسارت به خرج داده و خود را تا آن حد به تکرار خویش وا می دارم تا خواننده مرا از قلم بیندازد". با این ترفند، مخاطب قلم به دست می گیرد تا مانند او به "لذت متن" دست یابد؛ به حظ؛ لذتی فارغ از تفکر سودجویانه.

این رولان بارت است که با واپس نشینی از امور واقعی و ارتداد از واقعیت، بی هیچ الگویی، از معنا بودگی گریزان شده به سمت انجماد و انفعال در کنش ها و واکنش ها کشیده می شود تا بواسطه ی بی طرفیِ محضِ متن و مهارت نوشتار، ادبیاتی اصیل را به خواننده معرفی نماید که مخاطب را از سطح خوانش به سطح نوشتارسوق می دهد. اما در حین حاشیه نویسی ها، متوجه می شوم که در عین واپس نشینی بارت از واقعیت، معنا چگونه به سرعت به واژه ها حمله ور می شوند و آن ها را درسیطره ی خویش قرار می دهند. این گریز مدام و این دامِ همیشه گسترده، متن را درخود فرو برده، آن را به آتشفشانی تبدیل می کند که هر لحظه از درونِ خود می جوشد و گذاره ها را به اطراف می پراکند. بازگشتی دوباره؛ برای رسیدن به بالاترین سطح آگاهی، توسطِ " حظی که نمی تواند خود را با تولید مثل منطبق کند". 


ناهید زمانیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در باب طبیعت انسان

نویسنده :ناهید
تاریخ:پنجشنبه 14 بهمن 1395-10:10 ب.ظ

کتاب : در باب طبیعت انسان

نویسنده : آرتور شوپنهاور

ترجمه : رضا ولی یاری

نشر مرکز

 

خوانش اول:

این مقالات برگرفته از فصول در باب اخلاق و در باب حقوق و سیاست و بخشی از متعلقات شوپنهاور 

و نوشته هایی است که پس از مرگ وی انتشار یافته اند. بیلی ساندرز (مترجم انگلیسی در باب طبیعت

 انسان) در این کتاب نیز همچون کتاب های قبلی خود برخی عبارات را که به نظرش مهجور یا فاقد

 جذابیت عمومی می رسیدند حذف کرده است. برای سهولت کار، فصول اصلی را به بخش هایی 

تقسیم کرده و عناوینی به این بخش ها داده است. همچنین عنوانی برای کتاب برگزیده که بیانگر

 گستره ی واقعی این بخش ها باشد. در این کتاب، بیش از اخلاق و سیاست، خود طبیعت انسان 

از وجوه مختلفش مورد بررسی قرار گرفته است. 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نظریه های ادبی

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 3 بهمن 1395-05:43 ب.ظ

کتاب : نظریه های ادبی

نویسنده: جاناتان کالر

ترجمه فرزانه طاهری

نشر مرکز

 

خوانش دوم:

کتاب نظریه های ادبی را مدتها پیش نصفه و نیمه خواندم، به این دلیل که بعضی از صفحات آن هنوز برایم شفاف و قابل فهم نبود. رجوع دوباره به این کتاب لذت زیادی داشت. قطعا جزو کتاب هایی خواهد بود که گاه و بیگاه نگاهی به آن خواهم انداخت. نظریه ی ادبی کتابی نسبتا جامع از نظریه های ادبی معاصر است. این کتاب برای مخاطبانی که نظریه ها را بصورت تخصصی مطالعه نکرده اند بسیار کارآمد است. در این کتاب ما با نظریه به عنوان یک دانشِ مستقل آشنا شده و سپس از نقش آن در ادبیات و دانش افزاییِ بی مرز آشنا خواهیم شد.  



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درس

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 3 بهمن 1395-05:18 ب.ظ

نام کتاب : درس

نویسنده: رولان بارت

ترجمه: حسام نقره چی

انتشارات نیلوفر

 

خوانش دوم:

 

اول این که بسیاااار خوشحالم که می توانم کتابی را که به آن علاقه مندم و جای زیادی برای فهم پذیری مجدد دارد، دوباره خوانی کنم و در خوانش مجدد مطالبی جدید کسب کنم. در تعریف خود !! باید بگویم چنین توانایی ای در کمتر کسی دیده می شود و من توانستم برای یکبار هم که شده از خودم راضی باشم :)

"درس" اولین جلسه ی تدریس رولان بارت در دانشگاه "کلژ دو فرانس" است. کرسی نشانه شناسی که تاسیس آن با کمک دوست صمیمی بارت، یعنی فوکو ایجاد شد با پژوهش های رولان بارت در این دانشگاه به رسمیت شناخته شد. بارت برای معرفی رویکردش به نشانه شناسی؛ نه به عنوان یک علم، بلکه به عنوان یک امر تاریخی، در اولین جلسه ی تدریس خود به چالشی می پردازد که این دو دیدگاه ایجاد کرده اند. او در این جلسه بر آن است تا راه حلی برای این مسأله ارائه دهد. کتاب "درس" یکی از کتاب هایی است که ناچارم بعد از مدتی خوانش سوم و حتی چهارم نیز از آن داشته باشم. کتابی که با هر بار دانش افزایی می توان در آن به کشفیات جدیدتری رسید. 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ناتور دشت

نویسنده :ناهید
تاریخ:جمعه 17 دی 1395-08:35 ب.ظ

کتاب : ناتور دشت

نویسنده : جی دی سلینجر

ترجمه : محمد نجفی

نشر نیلا


سالینجر عزیز

از آن جایی که ناتور دشت را به صورت نامه ای نوشته ای که برسد به دست مخاطب؛ اخلاق اقتضا می کند که اگر قرار باشد چیزکی از این کتاب بنویسم آن چیزک در قالب جواب نامه باشد.

پس

فصل اول:

سلام سالینجر عزیز

با توجه به متن سیصد صفحه نامه ای که برایم نوشته ای، جا دارد با صدایی سرشار از نگرانی از تو بپرسم حال و احوال تان چطور است ؟!! گویا کوک اندرون تان بدجور به هم ریخته است. این را از همان چند خط ابتدای نامه ات می توان به وضوح مشاهده کرد وقتی دیکنزِ بیچاره را از همان اول بسم الله روی دیوار پخش کرده اید !! . من ماند ام شما چه پدرکشتگی ای با این بینوا داشته اید؟! مگر غیر از این است که دیکنز جاده صاف کن خیلی از شما بود تا بتوانید از زشتی ها سخن بگویید بی آن که نگران شکستن تابوها باشید؟!. البته قبول دارم که دیکنز آن شعر مولانای ما را که می گوید: " هر کسی کو دور ماند از اصل خویش ..... " مصادره ی شخصی کرده است و پیپ را با همه ی بدبختی هایش در انتها به همان شوهر خواهری تبدیل می کند که در ابتدای داستان از زندگی و تفکرات او گریزان بود؛ دقیقا همان چیزی که تو از آن گریزان بوده ای؛ خانواده ای به هم پیوسته که نهایت آمال آن دورهمی های شاد و رفاه اقتصادی به دور از دغدغه ی انسانیت و فارغ از تفکری جهان شمول است. سالینجر جان به تو توصیه می کنم ذهنت را مشغول چنین مصادره هایی نکن، ما خودمان از پس خودمان برمی آییم، ما هم برای انتقام فضای مجازی مان را پر کرده ایم از جملات قصار چارلز دیکنز درباره ی قیام امام حسین!!. می بینی؟ درست است که اسپانسرهای مالی پیپ آدم های شارلاتان و حرام خوری بودند و یا دیکنز در زندگی خود سرو سِرّی با بانوی هفده ساله ی خوشگل مامانی داشته است اما این دلیل نمی شود که ما از حق مان بگذریم. تا ما هستیم شما نگران آرزوهای بزرگ دیکنز نباش. بگذریم از این که جنابعالی هم در انتهای کتاب چیزی شبه دیکنز شده اید و هولدن را چه به اختیار، چه بی اختیار، به خانه و کاشانه اش رساندید.

فصل دوم :

و بعد

در صفحه ی بیست و هفت نامه نوشته بودی " چیزی که در مورد یه کتاب خیلی حال می ده اینه که وقتی آدم خوندنِ کتاب رو تموم می کنه دوس داشته باشه که نویسنده ش دوست صمیمی ش باشه و بتونه هر موقع دوس داره یه زنگی بهش بزنه ". خیلی لذت بردم، این نوع نگاه  به رابطه ی مولف و خواننده حس خوبی داشت. می دانی؟ درست می زنی به هدف. حرف های تو از جنس حرف های ذهن منِ خواننده است. نه این که ذهن مان هم جنس هم است، نه ... در حقیقت تو چیزهایی را از ذهنت وام گرفته ای و به تحریر در می آوری که آن را کاملا تجزیه تحلیل کرده و چنان در ناخودآگاهت ذخیره کرده ای که شاید برای نوشتن شان اصلا به خودت زحمت هم نداده باشی. فرق تو و خواننده ات هم در همین است. اینجوری می شود که خواننده هر خطی را می خواند ناخواسته تبسمی بر لبانش می نشیند و طی گفتگوی خصوصی با خودش می گوید این سالینجر پدرسوخته دقیقا دارد حرف های دل و ذهن مرا به زبان می آورد. به هر حال، این جمله ی تو بسیار خوشایندم بود. بدت نیاید اما به محض خواندن آن یاد براتیگان افتادم. در حقیقت اولین نویسنده ای که این حس را در من بوجود آورد براتیگان بود. هر بار که اسمش را روی یک کتاب یا انتهای یک قطعه ی زیبا می بینم، حسرتی عمیق در وجودم شکل می گیرد، حسرت دوری از کسی که خیلی دلم می خواست تلفن را برمی داشتم و دقایقی با او گفتگو می کردم. ممکن بود گفتگوی ما فقط درباره ی برف سنگینی باشد که دیروز دلش نخواست ببارد یا درباره ی شکاری باشد که من هیچ تجربه ی عملی از آن ندارم و یا شعری که ساختار آن را نمی توانم نقد کنم! .اما اصلا مگر موضوع بحث مهم است؟!! برای من مهم این است که نگاه براتیگان به مسائل روزمره کاملا با نگاه هر کسی که او را دیده ام یا مطالعه کرده ام متفاوت است و من در طی صحبت با او می توانستم این تفاوت را از دهان او بربایم... نفر دومی که بسیار دوست داشتم با او مکالمه ی طولانی داشته باشم اسپینوزا است. جدای از این که من چطور می توانستم صحبت های یک نابغه ی فیلسوف را بفهمم، این پارادوکس مضحک به نظر می رسد که چطور براتیگان ولخرج و رفیق باز با اسپینوزای فیلسوف و زاهد و منزوی که دنیای دین و اخلاق اش نمونه است در یک ذهن جای می گیرند؟. این هم مهم نیست... مهم این است که هر دوی اینها فضای اتاقی را عطرآگین می کنند که در آن دغدغه ی انسان بودن حرف اول را می زند. یکی پشت میز پر از عدسی های عینک، عهد عتیق را بازخوانی می کند تا خرافات را از تاریخ انسان بیرون بکشد و دیگری با تفنگ شکاری خود، لحظه هایی از شعر و ادب را ثبت می کند که هر خواننده ای را به تفکر وامیدارد.... و اما تو سالینجر عزیز، خیلی دلم می خواهد بگویم تو نیز جزو نویسندگانی هستی که از من دلربایی کرده ای، اما از آن جا که خودت در ناتور دشت درس صداقت و معصومیت به من داده ای، می خواهم صادقانه بگویم که این اتفاق نیفتاد!!!. البته در کتاب " شانزدهم هپ ورث" تا نزدیک تلفن هم آمدم اما با خواندن ناتور دشت ترجیح دادم فعلا دست نگهدارم. نه اینکه سبک نوشتاری ناتور دشت را دوست نداشته باشم، نه ...!! اصلا این طور نیست. اتفاقا بخش هایی از نامه ی تو چنان تاثیرگذار بود که برای همیشه در ذهنم خواهد ماند. مثلا در صفحه ی صدوشش نوشته بودی " مردم همیشه برای چیزها و آدم های عوضی دست می زنن، اگه من نوازنده ی پیانو بودم، تو گنجه پیانو می زدم ". خب این موضوع در جامعه ی فعلی کشور ما بسیار رایج است. کاش می توانستی یک سفر به ایران بیایی تا ببینی چگونه برای آدم های میکروسکپی دست و هورا می کشند و پرچم تکان می دهند و در عوض چه انسان های بزرگی در گنجه محبوس شده اند. اما جدای از چنین برش های به یادماندنی، نامه ی تو برای دغدغه های کشور من کم است. دغدغه های اینجا انقدر بزرگ و اساسی اند که آدم دلش می خواهد یک کتابی بخواند که لرزه هایی بسیار قوی تر از این نامه ایجاد کند. وقتی مشکلات فوق طاقت بشر می شوند وقتی ملتی خسته و ناتوان از دروغ ها و اختلاف ها و اختلاس ها می شود، نیازمند درمانی قوی تر، چیزی در حد شوک الکتریکی است!! روزگاری بود که فقر و قساوت لااقل در ذهن مردم یک آهِ بزرگ ایجاد می کرد اما الان تصویر کارتون خواب ها کاملا عامدانه سریع دست به شده، به بوته ی نقد روانشناسان و جامعه شناسان و قوانین حکومتی و کوفت و زهرمار گذاشته می شود تا هنوز به یک ساعت نکشیده از دهن بیفتد و آستانه ی حساسیت مردم بالا برود.

فصل سوم:

سالینجر عزیز .... متأسفانه من مثل تو از سواد و توانایی کافی برخوردار نیستم تا جواب نامه ی سیصدصفحه ای ات را حداقل در صد صفحه بنویسم، فقط در سومین و آخرین فصل نامه ام دوست دارم بگویم که از متن خودمانی نامه ات خیلی لذت بردم. لحن نوشتاری تو آن قدر به گفتار نزدیک بود که گاهی از لابلای متن می شد صدای حنجره ات را شنید. رساندن مفاهیم عمیق در پشت زبان محاوره ای به مخاطب، کار ساده ای نیست. تنها کسانی از پس این مهم برمی آیند که تفکری بسیار گسترده و همه جانبه نسبت به مفاهیم مورد نظر داشته باشند، کسانی که به مسئله ی خود اشراف کامل داشته از علم و مهارت بالایی برخوردارند و به این ترتیب سخن خود را با چند جمله ی ساده و راحت به مخاطب شان انتقال می دهند. تو را می ستایم و به نیابت از همه ی کسانی که تو را خوانده اند و فهمیده اند تلفن را برمی دارم و شماره ات را می گیرم.

پ.ن .... راستی فراموش کردم بگویم که در لابلای خط به خط نامه ات می شد فوبیای انحراف جنسی را دید. حال شما خوب است ؟!!!



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رولان بارت

نویسنده :ناهید
تاریخ:جمعه 17 دی 1395-01:19 ب.ظ

کتاب: رولان بارت به نوشته ی رولان بارت

مترجم: پیام یزدانجو

نشر مرکز

 

هیدن وایت : " رولان بارت به نوشته ی رولان بارت یک خودزندگی نگاری به راستی پسامدرن است، ابداعی  در هنر خودزندگی نگاری" 

 

رولان بارت در این کتاب، خود را از زاویه ی سیاست، روان کاوی، فلسفه، زیبایی شناسی، سخن شناسی و ادبیات به تصویر کشیده است. این خودزندگی نامه اثری متفاوت است از گزیده گویی هایی که هر کدام می توانند برای هر انسان مطلع به مباحث یاد شده، پایه و الگوی گفتمان های بسیار باشد، کتاب دارای لایه های پیچیده و ظریفی است که با یک بار خواندن نمی توان به آن ها دست یافت. به نظر می رسد با دریافت و فهم هر موضوع جدیدی که برایم اتفاق خواهد افتاد نیاز به خوانش های مجدد از این کتاب خواهم داشت. 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رؤیای خرد

نویسنده :ناهید
تاریخ:جمعه 17 دی 1395-11:37 ق.ظ

کتاب: رؤیای خرد (تاریخ فلسفه غرب از یونان باستان تا رنسانس)

نویسنده : آنتونی گاتلیب

ترجمه لی لا سازگار

نشر ققنوس

 

خوشبختانه آنتونی گوتلیب جلد دوم این کتاب را تحریر کرده و حالا هر کسی مانند من که رؤیای خرد را خوانده باشد،

 بی صبرانه منتظر ترجمه ی این کتاب خوب خواهد بود.

نگاه متفاوت و زاویه ی دید تازه و نو به تاریخ فلسفه، همچین پرهیز از زیاده گویی های تاریخی و درج همه ی آن چه

 که باید در تاریخ فلسفه خواند، از رؤیای خرد کتابی ساخته است که می توان پس از مطالعه ی آن، بی نیاز از 

دوباره خوانی کتاب های تاریخ فلسفه، مستقیما به فیلسوفانی پرداخت که مد نظرمان هستند.

رؤیای خرد محرک اندیشه ی فلسفی است.

 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مسئله ی شر

نویسنده :ناهید
تاریخ:جمعه 17 دی 1395-11:24 ق.ظ

فلوطین(207-205 م)؛ فیلسوف برجسته ی مکتب نوافلاطونی، در آموزه های خویش می کوشد مسئله ی"شر" را در دنیایی که آفریده ی خداوند است توجیح کند. او می گوید:" عقل ناشی از سرریز احد (خدای واحد) است و روح ناشی از عقل". با این تفسیر می توانیم بگوییم هر آن چه از اعمال و رفتار و درون انسان ساطع می شود؛ اعم از نیکی یا شر، باید سرچشمه ای از ذات احدیت باشد. اما از آن جا که "شر" وصله ی ناجور بر احد یا خیر مطلق است به این تعریف بسنده می کند که " شر مفهومی کاملا سلبی است". به این معنی که انسان با فاصله گرفتن از منبع خوبی یا ذات احدیت از "خیر" جدا شده و این گونه به "شر" می رسد که زاییده ی اعمال خود اوست.

چندین سال است در خشکیِ زمستان های غم زده مان، در بهاران عقیم مان، در پاییزهای وارفته و تابستان های بی بار و برمان به دنبال خداییم. در تصویر تن رنجور کودکان بی گناه زیر آوار دژخیمان، در ننگ و جنگ و خون، به دنبال خداییم. گویی دنیای مان وارونه شده است!!. در زشتی به دنبال زیبایی هستیم و در ویرانی به دنبال آبادی.!!. می دانیم ناتوان از حل مشکلات خویشتنیم اما به جای توانمند ساختن خود، دست به دامان خدایی سوپرمن مآب می شویم تا به اشاره ای، همچون جادوگر سیندرلا با چوب جادوی خود، رخت زرین و کالسکه ی باشکوه برای مان ظاهر کند. جایگزین شدن تفکر سازنده و خلاق با تفکر محاسبه گر، ما را به نقطه ای کشانده است که حتی خدا را از اعتبار ساقط کرده ایم .. نیازمند برف و بارانیم، می دانیم که اکوسیستم دنیای مان را خود نابود کرده ایم، اما چه راهی ساده تر از این که سرمان را به آسمان بگیریم و بگوییم خداوندا به کودکان مان رحم کن ! در منجلاب تعصب های کور و بت های زمینی دست و پا می زنیم، به اسم مذهب و خدا، خلق را می رنجانیم، دل آزاری می کنیم و می جنگیم و بعد با دیدن اجساد زنان و کودکان از خود می پرسیم " یعنی خدا این حجم از مظلومیت را نمی بیند؟". کشتی مان را وسط اقیانوس شکسته ایم و حالا منتظریم معجزه ایم تا به اذن خدای پدرگونه، تخته پاره ها جان بگیرند و خودشان را برای مقصد ما تعمیر کنند!! . کجای دنیا دیده ایم که که کودک عقب مانده ی ذهنی به ناگاه عقل کل شود؟... دنیا بر نظام علت و معلول استوار است. سال هاست امیدواریم بدبختی و شر از کشورمان رخت ببندد اما خوب می دانیم که با این سطح از انفعال هیچ اتفاق خوبی منتظرمان نخواهد بود.

اگر قرار باشد برای خداوند تشخصی در حد اندیشه و احساس خود قائل شوم و به ناچار در بند تعریف اش بکشانم؛ او را پس از آفرینش کامل هستی می بینم، در حالی که بر مخده زرین تکیه داده، با طیب خاطر پیپ اش را دود می کند و بر عقلانیت بلااستفاده ی آدمیزاد می خندد. تنها کسانی که عاشق پیپ کشیدن اویند بر دایره ی مینایی اش نظاره می کنند و دمی از نشیب این راه پر خطر، خود را به آستان عشق می کشانند تا خستگی این آشفته بازار را تاب بیاورند. 


                                                     ناهید زمانیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جان کلام بارت 2

نویسنده :ناهید
تاریخ:جمعه 17 دی 1395-11:23 ق.ظ

جان کلام بارت

نویسنده: جاناتان کولیر

ترجمه: حسین شیخ الاسلامی

نشر افق

 

خوانش دوم:

آثار خواندنی: آثار سنتی با مدل های قابل فهم، آثاری که ما می دانیم چگونه آنها را بخوانیم و به همین دلیل کاملا واضح هستند.

آثار نوشتنی:آثاری تجربی که در حین خواندن، نوشته هم می شوند. ادبیات دقیقا با آثار "خوانش ناپذیر" تکامل می یابد زیرا آن ها انتظارات ما را زیر سوال می برند و به مبارزه می طلبند؛ آثاری که امروز را قابل فهم می کنند

فرهنگ ها به منظور خلق معنای اسطوره ای، می کوشند ارزش های شان را واقعیت های طبیعی جلوه دهند.(برای مثال) شراب از نظر ابژکتیو چیزی خوب است و در عین حال خوبی شراب یک اسطوره است. اسطوره شناسی با ویژگی های تاثیرات شراب سروکار ندارد، بلکه با تصویر شراب، یعنی معناهای دست دومی روبروست که به واسطه ی عرف اجتماعی به آن نسبت داده شده است.

*به جای تلاش برای ارتقای کاربرد سالم تر نشانه ها، باید خود نشانه را نابود کرد.

*اسطوره زدایی، اسطوره را از بین نمی برد، بلکه آزادی بیشتری برای آن فراهم می کند.

*مصمم ترین جنبش ضد ادبی نیز ادبیات را نابود نمی کند، بلکه برعکس، خودش به مکتبی ادبی تبدیل می شود.

** تنها شیوه ی مؤثر برای این که یک روشنفکر بتواند فعالیت سیاسی انجام دهد تجزیه و تحلیل اسطوره هاست.

طبیعت یک عرف ثانویه است.

+++ ادبیات نباید به ما معانی چیزها را بگوید بلکه باید توجه ما را به به روشی یا راهی جلب کند که از آن طریق، معانی ساخته می شود. ص74

+++ ادبیات باید بکوشد "بیان شده و گویا را بیان نکند"، باید معنایی را پروبلماتیزه کند که ما به طور خودانگیخته اطلاق می کنیم و فرض می گیریم.

+++ دو نوع نقد در فرانسه: نقد پوزیتیویستی و ملال آور دانشگاهی و دیگری نقدی سرزنده، متنوع و تفسیری. این نقد دوم، نقدی بود که در آن منتقدان به دنبال اثبات واقعیت های پیرامون یک اثر، بلکه در جستجوی یافتن معنای آن، از موضعی نظرپردازانه و فلسفی بودند.

+++ ص1- نقدملی- بوطیقا

نشانه شناسی مطالعه ی این است که چگونه زبان، جهان را بیان می کند

برای درک عملکرد جالب ترین و مبتکرانه ترین آثار ادبی، باید نظام هنجارهایی را بازسازی کرد که این اثر آن نظام را هجو می کند، دربرابرش می ایستد یا آن را مختل می کند.

 

 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تولدم

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 21 آذر 1395-03:17 ب.ظ

به قول نویسنده ای که نام اش را طبق معمول نمی دانم؛ نام من مانند آن ( آهِ آخری ست که از چیزها می ماند) ....

دیشب عدد روی کیک به جای 45 به اشتباه در زمان 54 ایستاده بود. عدد را خواندم، بی آن که حتی لحظه ای احساس کنم اشتباهی رخ داده و چه زود پنجاه و چهار ساله شدم !!. آن چه خوانده بودم باور کردم، باور کردن نه از جنس انتخاب و خواستن که از جنس پذیرش. باید تن داد، بی آن که حتی لحظه ای به شکست یا پیروزی اندیشید. در جایی که تاریخ محل شک می شود، ارتداد دیگر معنای خود را از دست می دهد. بی تاریخ، ناکامل، این لذتی که گویی اصلا نیامده بود تا روزی از دست برود، این اسامی؛ همگی از جنس رخوت اند، از جنس تناقضی عمیق همچون اشتیاق و مرگ، سرزندگی و خاموشی.

در پیش زمینه ی همه ی سال های این اعداد اشتباه، ارابه ی سرخوشی را می بینم که با نیرویی زنانه، بی اعتنا به هر چیزی، بی انتخابِ مسیری مشخص، سکوت شبانه را در هم می شکند. این نیروی آماتور که چرخ های بی هدف اش را با سرعت به پیش می راند مفتون انگاره هایی است که از کودکی به ارث برده؛ کنجکاوی بی حد در تقابل ارزش ها برای کشف زیبایی.

در تنهایی خودم می دانم که این زیبایی گاه رنگ و لعاب بورژوازی می گیرد، نماد ترقی خواهی و مَدهای مخصوص به خود که رهایی از آن مستلزم دست کشیدن از کشش های ظریف زنانگی است. جذابیتی که به ظاهر نفی می کنم اما در درون، با آن به شوق می آیم. برای خانه ی کوچک ذهنی ام، دیواری کاهگلی، سماور سفالین و گلیم و کتاب آرزو می کنم با ترمه ای که بر قرآن روی طاقچه ام پهن کرده ام در حالی که می دانم این طرح دلنشین را ساحره ی دنیای بورژوازی زنانه ام کشیده است، تصویرستانی که ذائقه ی فکری ام از آن خلاصی نمی یابد. شاید این رازِ همان پذیرش است ... !!! 


                                                                                           ناهید زمانیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آشنایی با مکتبهای ادبی

نویسنده :ناهید
تاریخ:دوشنبه 15 آذر 1395-06:35 ب.ظ

کتاب : آشنایی با مکتبهای ادبی

نویسنده: دکتر منصور ثروت

نشر سخن

 

1-      کلاسیسیم :

شاید بتوان گفت آغاز ادب یونان(کلاسیسیم) از قرن پنجم ق م میلادی تا قرن هجدهم است.

اصول و قواعد مکتب کلاسیسیم : 1- کلی نگری 2- تقلید از طبیعت 3- نگاه به گذشته 4- پیروی از عقل 5- اصل اخلاقی

 

2-      رمانتیسم :

رمانتیسم علاوه بر مکتب هنری، خیزشی اجتماعی سیاسی اقتصادی نیز محسوب می شود. اصطلاح رمانتیسم مابین سالهای  1770 تا 1848 پدیدار شد.

عوامل پیدایش رمانتیسم : 1- عوامل اجتماعی 2- دنیای شرق

ویژگی های رمانتیسم : 1- بازگشت به طبیعت 2- مخالفت با خرد 3- تکیه بر ضمیر ناآگاه(درون نگری) 4- بیمارگونگی 5- آزادی 6- هیجان و احساسات 7- گریز و احساسات 8- کشف و شهود

تأثیرگذاران رمانتیسم : منتسکیو ولتر برکلی هیوم کانت روسو شلینگ فیخته جان لاک امرسن یونگ برگسن هردر

نویسندگان رمانتیک : شاتوبریان. مادام دو استال. لامارتین. الکساندر دومای پدر و پسر. فلوبر. ویکتورهوگو- آلفرد دوموسه برادران شلگل هوفمان هاینه گوته شیلر- گوگول-  پوشکین- امرسن وایتمن پیچراستو کیرکه گور-

 

3-      رئالیسم :

رئالیسم یعنی چیزگرایی یا شیئیت. از حیث اصطلاح بر مکتبی اطلاق می شود که تصویری از واقعیت چشم اندازهای زندگی، خارج و آزاد از ایده ئالیسم، ذهن گرایی رنگ رمانتیک باشد.

عوامل مؤثر در پیدایش رئالیسم :

1-      زمینه های اجتماعی 2- تاثیر فلسفه

ماتریالیسم پاشنه ی آشیل رئالیسم بود.

نویسندگان شاخه های گوناگون مکتب رئالیسم بودند : امیل زولا -  فلوبر- موپاسان بالزاک جرج الیوت چارلز دیکنز- باتلر تورگینف- گوگول چخوف تولستوی گورکی داستایوفسکی جک لندن پیچراستو مارک تواین ملویل الیوت

 

4-      ناتورالیسم :

ناتورالیسم اصطلاحی است که از فلسفه به ادبیات راه یافته است. در فلسفه بر اساس این اعتقاد تمام پدیده های هستی،  در طبیعت و در محدوده ی دانش عملی و تجربی جای دارند و هیچ چیز در ورائ ماده وجود ندارد.

·         رمان ناتورالیستی، رمانی است که می کوشد این نظر تازه درباره انسان را که او موجودی متعین از وراثت و محیط و فشارهای لحظه است با حداکثر عینی گرایی علمی به نمایش بگذارد.

اصول ناتورالیسم : 1- تاثیر علم و روش علمی 2- جبرگرایی 3- ضدیت با اخلاق 4

 

5-      سمبولیست :

سمبول یا نماد به چیزی یا عملی می گویند که هم خودش باشد و هم مظهر مفاهیمی فراتر از وجود عینی خودش و تفاوت آن با نشانه در این است که هر نشانه مفهوم ساده و واحدی را در بردارد مانند چراغ راهنمایی، اما نماد مظهر مفاهیمی پیچیده تر از نشانه یا علامت است.

ویژگی های سمبولیسم : 1- بدبینی 2- تخیل و رویا 3- اصالت احساسات 4- استفاده ی ویژه از زبان 5- رابطه ی ویژه ی شاعر و شعر

نویسندگان و شاعران این شاخه : بودلر- رمبو-  استفان مالارمامه-  والری ژید الیوت ریلکه موریس مترلینگ- اونامونو مونتاله

 

6-      دادائیسم :

واژه ی دادائیسم به معنی مسخرگی و سرگرمی است و بیان کننده ی مفهوم دوگانه ی هیچ و همه چیز است.

 

7-      سورئالیسم :

فیلسوفان تاثیرگذار بر این مکتب: فروید بندتو کروچه

اصول سه گانه ی سورئالیست ها :1- فلسفه ی عملی که بر پایه روانکاوی فروید استوار است. 2- فلسفه اخلاقی که با هر گونه قرارداد و مواضعه مخالف است. 3- فلسفه اجتماعی که می خواهد با ایجاد انقلاب سورئالیستی بشریت را آزاد کند.

 

ویژگی مکتب سورئالیست: 1- تکیه بر کشف و شهود به جای خرد 2- رویا 3- دیوانگی 4- نگارش خودکار 5 هزل 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :17
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...