تبلیغات
نگاه
کتاب و فیلم

صداهایی برای ننوشتن-آواهایی برای نوشتن

نویسنده :ناهید
تاریخ:دوشنبه 1 آذر 1395-01:18 ب.ظ

کتاب: صداهایی برای ننوشتن- آواهایی برای نوشتن

نویسنده: دکتر فریدون اکبری شلدره

نشر پژوهش


 

در کتاب آموزشیِ (صداهایی برای ننوشتن، آواهایی برای نوشتن) از دکتر فریدون اکبری شلدره، گذشته از تکرارهای ملال آور و خسته کننده، به مطلب قابل تأملی برخوردم. ایشان در صفحه سی و یکم کتاب در جواب کسانی که می گویند ( فکر کردن و نوشتن در هم تنیده اند و این که رابطه ی تفکر و نوشتن رابطه ی ظرف و مظروف نیست و نیز در جواب کسانی که معتقدند تقدمی برای فکر باید قائل شد اما این تقدم فقط به شروع ختم می شود) فرموده اند که : باور ما این نیست، ما نگرشی فرایندی به نوشتن داریم. نوشتن را یکی از حلقه های زنجیره ای می دانیم که خاستگاه آن دنیای مغز است. از مغز تا به دل و زبان و دست راهی دراز است. عمل نوشتن را دست به جا می آورد. دست، کارگزارِ فرماندهی به نام مغز و خرد است.... نوشتن نمودی از اندیشه است نه خود آن.

1-    1- فرضِ قرار دادنِ "تواناییِ نوشتن،  نشانه ی آگاهی است"  چندان درست به نظر نمی رسد از آن رو که زیاده خودبسنده می نماید. این رویکرد می تواند بر پای هر نوشته ای مهر تایید زده، نقد را به محاق بکشاند. ما هم اکنون در کشورمان شاهد انتشار انواع رمان ها، قصه ها و شعرهایی هستیم که به لحاظ ساختار، قوی به نظر می رسند اما به لحاظ محتوا فرو ریخته اند. همانطور که نویسنده ی کتاب مزبور فرموده اند، نوشتن یک مهارت است که به هنر می انجامد، اما در طی کسب این مهارت باید به این موضوع نیز بیندیشیم که یک ساختار خوب و درست، حامل مفاهیم و نشانه هایی است که درک آن نیازمند فعالیت ذهن و تفسیر است. در این صورت می توانیم بگوییم ما با یک نوشتار کامل روبرو هستیم.

 

2-      2 - در این که اندیشیدن، پیش نیاز نوشتن است شکی نیست اما رویکردی که ما به خودِ فرایندِ نوشتن داریم باید رویکردی مثبت و سازنده باشد. نوشتن؛ نتیجه ی تفکر، اندیشیدن، درست دیدن و مطالعه ی کتاب های خوب و عمیق است. اما به موازات آن، نفس نوشتن، ذهن نویسنده را با چالش هایی روبرو می کند- یا به عبارتی نویسنده را آن چنان با خودش رودررو می کند- که مجبور می شود همه ی آن چه را که تا کنون در بانک اطلاعاتی حافظه ی خود جمع آوری کرده است روی دایره بریزد و برای حل تناقضاتی که در ذهن او روی هم انبار شده و از هیچکدام آن ها خبر نداشته است، استدلال کند. این اتفاق، که البته بسیار هم مبارک است، باعث می شود تا نویسنده، نقطه های تاریکِ آگاهی و فهم خویش را دریابد و برای رهیافت به جواب درست، دانش افزایی کند. چنین رویکردی ما را به " نوشتن ورزی" ؛ مترادف همان چیزی که استاد ملکیان از فرآیند خوانش فلسفه با عنوان فلسفه ورزی یاد می کند، رهنمون می شود. استاد ملکیان معتقد است فلسفه ورزی کار کسی است که اندیشه ی اصلاح اجتماعی و اندیشه ی نجات فردی برای او مهم است و این نجات تنها در فرآورده های فلسفه به معنای آراء فلسفی نیست بلکه فرآیند نیز فی حد نفسه اهمیت دارد، قابلیتی که می تواند به موازات فرآورده اثر اعجاب انگیز خود را به ما نشان دهد.

 

3-    3 -   در طی عمل نوشتن، به خوبی متوجه می شویم که واژگان تمایل عجیبی به تبخیر شدن دارند. این تبخیر شدگی نمی تواند تنها به عدم مطالعه ی کافی و ذخیره ی دایره ی واژگان مرتبط باشد. هر چه مطالعه ی درست بیشتر باشد نوشتن نیز آسان تر می شود اما شاید بهتر باشد گاهی به نوشتن به شکل گفت و گوی درونی نگاه کنیم. پیرس می گوید" همه ی انواع تفکر، شکل گفت و گویی دارند. خود، هر دم تمایل دارد تا رضایت خود عمیق تر را به دست آورد" . در حقیقت می توان چنین گفت که هر گفت و گویی حاصل افتراق میان طرفین است. برای پیروز شدن در این میدان، آن کسی که در کنار مطالعه ، حساسیت اجتماعی بیشتری دارد از شانس بیشتری برخوردار است زیرا در کنار حافظه، سرباز دیگری به نام جهان نگری های اجتماعی و فرهنگی را به میدان آورده، تا حد امکان از تبخیرشدگی جلوگیری می کند. با چنین دیدگاهی، نوشتن، میدان مبارزه است. مبارزه ی من با خودم.... نوشتن، خود یک کتاب بزرگ است. من از نوشتن بسیار آموخته ام.

 

 

 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زندگی در پیش رو

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 30 آبان 1395-07:02 ب.ظ

کتاب : زندگی در پیش رو

نویسنده : رومن گاری
ترجمه : لیلی گلستان
نشر بازتاب نگار

وقتی در اطرافتان کسی نیست که دیگر دوستتان بدارد، چربی پیدا می شود.ص 70
چقدر راحت حرف زدن خوب است. چقدر بی هیچ نگرانی و دلهره ای از قضاوت دیگران ، حرف زدن خوب است. مدام شعار می دهیم که ما از اوناش نیستیم که نیاز به نگاه دیگران داشته باشیم، ما منحصر به فردیم، یکی یک دانه ی آفرینش که حسرت جزیره تنهایی و لخت و عور و من و دریا و کتاب و .... چرند گویی یعنی همین. یعنی من؛ که فکر می کنم چیزی قشنگ تر از جزیره ی تنهایی نیست. که فکر میکنم اگر بگویم به دیگران، به بودن شان به نگاه شان نیازمندم می شوم یک آدم بی کلاسِ بی فرهنگ !! افه ی روشنفکری برمان داشته فقط. 
سپاس رومن رولان. ممنون دوست من که ضرورت وجود دوست را اینقدر صمیمانه نشستی و نوشتی و بخشیدی. ممنون که محمد؛ شخصیت اصلی داستانت را تنها نگذاشتی و رَزای پیر و مریض و چاق را به او بخشیدی تا بتواند بازی زیبای دوستی را با او چنان به تصویر بکشد که آب از لب و لوچه ی خواننده راه بیفتد که ای کااااااش یک بار هم که شده من هم لذت دوستی را تا مرزی که محمد پیش رفت تجربه کنم. ممنون که شخصیت داستانت یک حرامزاده است، و رزای پیر یک روسپی که در مرز میانسالی بچه های حرامزاده ی روسپی ها را نگهداری می کند. تو می دانی که ارزش ها در کجای صندوقچه ی هر خانه ای نهفته اند. تو قلب را می شناسی، و انسانیت را، فارغ از نژاد و رنگ و پوست. مسلمان را در آغوش یک یهودی بزرگ می کنی و بعد یک یهودی را در آغوش محبت یک مسلمان به آرامش دعوت می کنی . می گویی حالا دیگر نوبت خداست که برای شما کاری بکند، به اندازه ی کافی به مکه و اورشلیم رفته اید. آری رومن گاری عزیز، حالا نوبت ماست تا مرزها را بشکنیم و انسانیت را تجربه کنیم. 
یادم هست گفتی؛ آقای هامیل( که مسلمان بود) می خواست برای رزا خانم شعری از ویکتورهوگو بنویسد اما دیگر سوی چشمی برایش نمانده بود و مجبور شدم شعر را از طرف آقای هامیل از حفظ کنم، شعر با این جمله شروع می شد: سبحانه الدائم لایزول. یعنی فقط اوست که جاودان است. آری دوست من، زوال در انتظار ماست، خداوند لایزول است پس باکی اش نیست. این ماییم که باید فکری به حال خود کنیم و باز در جایی دیگر گفتی که در مکه نیز آدم وبا می گیرد. آری، آری دوست من. آری رومن گاری عزیز، دیگر دارد دیر می شود. دنیا از بغض های تبعیض نژادی و مذهبی در حال انفجار است. باید فکری کرد. باید انسان را با انسانیت شفا داد. 


نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پنج نمایشنامه ائوریپیدس

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 30 آبان 1395-06:50 ب.ظ

کتاب : پنج نمایشنامه 

نویسنده: ائوریپیدس
ترجمه : عبدالله کوثری
نشر نی

ائوریپیدس یکی از نمایشنامه نویسان بزرگ یونان باستان، و شاید یکی از نمایشنامه نویسان بزرگ تاریخ بشریت است. نمایشنامه های تراژیک ائوریپیدس مملو از سنت شکنی هایی است که هنوز هم در میان خیلی از کشورها تابو محسوب می شوند. مضمون این نمایشنامه ها  از سیالیت زمانی برخوردارند تا جایی که شاید هنوز نتوان برچسب نابهنگامی به درونمایه ی آثار او زد. مفاهیمی چون مذمت جنگ، قساوت، ظلم به زنان و نادیده گرفتن آنان، تعدی به خاک، جان و آبروی دیگران، احکام جزمی، و در عین  حال بزرگداشتِ شرافت انسان، آزادی، برابری و ایمان به واقعیت ها، مفاهیمی هستند که با موشکافی به آن ها پرداخته شده است. 
آنچه در این نمایشنامه ها جلب توجه می کند وجود اسطوره هایی است که خود ضد اسطوره اند. اسطوره هایی که به واسطه ی آنان می توان به شخصیت های داستان، فردیت و هویت بخشید. همچنین، ساختارشکنی مفهوم و نثر زیبا ، این نمایشنامه ها را به یادماندنی و خاص کرده و به تابلویی  عالی از روند تفکرات دموکراسی در زمان سقراط تبدیل نموده است. دغدغه های ائوریپیدس از نمایشنامه های او، روایت هایی به غایت تراژیک ساخته است . ارسطو او را تراژیک ترین نمایش نامه نویس می خواند. 
ترجمه ی بسیار زیبای آقای کوثری، هر چه بیشتر بر جذابیت زبان ائوریپیدس افزوده و آن را مانند شعر امروزی، دلنشین نموده است.
این مجموعه شامل پنج نمایشنامه از بزرگترین دستاوردهای ائوریپیدس است که خواندن آن ها قطعا اهل تفکر را شوک زده خواهد کرد.
 

پنج نمایشنامه شامل :مدئا - ایپولیتوس - اکترا - زنان تروا - باکخانت ها




نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جمهوری جهانی ادبیات

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 30 آبان 1395-06:47 ب.ظ

کتاب : جمهوری جهانی ادبیات

نویسنده : پاسکال کازانووا
ترجمه شاپور اعتماد
نشر مرکز


آیا ادبیات یک امر ملی است ؟ آیا می توان آن را فراملی و جهانی نیز نامید ؟ چه ابزاری می تواند به ادبیات ملی وسعت دهد و آن را در مقیاس وسیعتری به جهانیان معرفی کند؟ آیا این کار مستلزم بهره گیری از نظریه های ادبی است؟ آیا ادبیات تطبیقی می تواند در این مسیر به نویسندگان کمک کند؟ 
کتاب قطور جمهوری جهانی ادبیات، تاریخ مبارزه و رقابت ادبیات ملی کشورهاست برای ورود به عرصه ی جهانی . جهت روشن شدن موضوع، ماهیت فطری ادبیات روشن شده و مانیفست ها، جنبش ها و قیام های ادبی به خواننده معرفی می شود تا به درستی بداند که آن چه ادبیات یک منطقه را جهانی می کند ورود آن به فضای ادبی در زمان اکنون و حال است. بُعد زمان یکی از مهمترین ابعاد برای رسیدن به این هدف است. نگاه تاریخیِ نویسنده به ادبیات، خواننده را با نویسندگان، آثار و نظریه هایی آشنا می کند که با سیر تحولات خود، تاریخ ادبیات را آنگونه که ما می شناسیم، ساخته و پرداخته می کنند.


نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

افکار زرد

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 30 آبان 1395-04:39 ب.ظ

این روزها با مطالعه ی نقدهای متعدد در زمینه ی ادبیات، بسیار به واژه های مجله های زرد، شعر زرد، کتاب زرد و ... بر می خوریم. نامیدن شعر و ادبیات زرد به آنچه که در ادبیات اینستاگرامی و تلگرامی در حال اتفاق است به نظر درست می آید اما آیا در کنار این نامگذاریِ سهل از سوی اهل فن این پرسش آسان مورد مداقه قرار گرفته است که رویکرد مدافعان شعر و ادبیات فاخر نسبت به چنین خروجی های عامه پسند چیست؟ آیا تنها اعلام انزجار از ادبیات زرد می تواند راه برون رفت از این ژانر نمایشی باشد؟ 

باید بپذیریم که هم اکنون در دنیای سطحی رسانه ای زندگی می کنیم. در چنین دنیایی ما با شیوه ای از تبلیغات روبرو هستیم که سعی دارد با طبیعی جلوه دادن قراردادهای از پیش تعیین شده ی قدرت های مسلط بر فرهنگ، به بازتولید ایدئولوژی نظام سرمایه داری در لایه های اجتماعی ای بپردازد که حتی نسبت به دغدغه های اصلی زندگی خود دچار ناهنجاری است. بدیهی است دیدگاهی که مایل است تنها با تغییر ذائقه ی مخاطب عام به اصالت هنر و ادبیات دست یابد به دور تسلسلی باطل گرفتار خواهد شد. در اروپای قرن هفدهم مجله های زرد با محتوای داستانی و کارآگاهی با قیمتی بسیار نازل منتشر شد که هدف آن همان چیزی بود که اکنون در فضای مجازی شاهد آن هستیم؛ جذب مخاطب عام توسط آثاری سخیف به همراه درونمایه هایی که با اصالت هنری و ادبی فاصله ی فراوانی داشت. چیزی که باید قبل از نوشتن نام نشانه شناسانی چون سوسور و بارت در نقدهایی که این روزها منتشر می شود توجه منتقدان ما را به خود جلب کند پاسخ به این پرسش است که ادبیات اروپا پس از انتشار این مجلات چگونه در میان عامه ی مردم از سنخیت خود فاصله نگرفت و نه تنها در میان مجله های زرد رسوب نکرد، بلکه از آن به عنوان عاملی برای رشد هنر و ادبیات بهره برد؟ اگر به واقع مطالعه ای در زمینه ی نشانه شناسی داشته باشیم باید بدانیم که "هیچ متنی یک جزیره نیست". نویسندگان اروپایی بوسیله ی مجله های پالپ توانستند به عمق جامعه دست پیدا کنند و با دیدن کنش گری مردم نسبت به مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، هنری و ادبی به زایش ژانر جدیدی از ادبیات بپردازندکه  بوسیله ی آن همزمان عامه مردم و جامعه ی ادبی را از ابتذال نجات دهند. مکاتب ادبی دادائیسم و سورئالیسم زاده ی همان دورانی بودند که مجلات زرد در میان عامه برای خود جا باز کرده بود. شاعرانی چون پل الوار و نویسندگانی چون فردینان سلین و بوکوفسکی، یکی از صدها نویسندگان و شعرایی بودند که ذهن مردم زمان خود را به سوی ارزش های تازه رهنمون شدند. بهره گیری از پالپ برای رهیافت به ساختار و مفهومی جدید جریانی بود که  نه تنها در شعر و ادبیات بلکه در ژانرهای دیگر هنری و رسانه ای راه پیدا کرد. فیلم معروف (پالپ فیکشن) ساخته ی تارانتینو یکی از فیلم های بزرگ تاریخ صنعت سینما بود که توانست بهره ی زیادی از داستان های مجلات زرد ببرد. تارانتینو با روایت های تو در تو به نقد انسان هایی می پردازد که در ظاهر عوام و ساده اند اما با نزدیک شدن به آنها به شکلی مخاطره آمیز پیچیده و اسرارآمیزند. 

به نظر می رسد بیشتر از آنکه به نابودی شعر و ادبیات زرد نیازمند باشیم، به نویسندگان، شاعران و هنرمندانی نیازمندیم که با الهام از پالپ نوشته های هم میهنانشان، به زایش و تزریق ایده های جدید بپردازند و راه برون رفت از این بحران را نه با تخریب، که با ساختنی دوباره آغاز کنند. باید بدانیم جامعه ای که به لحاظ فرهنگی حرفی برای گفتن نداشته باشد در هر مقوله ای عوام پسند می شود. 


ناهید زمانیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مَجازِ بی مُجاز

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 30 آبان 1395-04:37 ب.ظ

هایدگر معتقد بود ما بیشتر از آن که بیندیشیم، به جمع آوری اطلاعات می پردازیم!! 
دنیای تکنولوژی توهمِ دانستن است. ما روزی صدها متن کوتاه می خوانیم، طبق عادت بعد از هر خوانش سرمان
 را به علامت تأیید و تأکید و عبرت تکان می دهیم، سپس آن را کپی کرده برای دوستان مان ارسال میکنیم، در
 حالی که نمیدانیم به محض اشاره ی سرانگشت هایمان، متن مورد نظر با تمام محتویات درونی اش از ذهن
 خارج شده و تنها چیزی که از آن باقی می ماند آثار مخرب این متن هاست بر حافظه، زمان و نگاه ژرف 
اندیش مان. تکنولوژی ما را به انسان های سطحی تبدیل کرده است. به آدم هایی که از کتاب و تعمق
گریزانند. اوج تراژدی این جاست که به این مسئله اذعان داریم و آگاهیم اما با کمک گرفتن از همین ابزار
 تکنولوژی که ما را از اندیشه ساقط کرده است به راحتی توجیح می کنیم، حرف می زنیم، سخن می رانیم
 و باز بی وقفه همه چیز را کپی میکنیم.


ناهید زمانیان



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

به همین سادگی

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 30 آبان 1395-04:32 ب.ظ

به همین سادگی .... ما در حال تغییر جنسیت هستیم. 

اتفاق عجیبی بود. وایبر و واتساپ مانند بیماری واگیر اپیدمی شد و در عرض چند ماه قوه ی لامسه ی انگشت هایمان، ما را به دنیای وسیع و عجیبی پیوند داد که همزمان می توانستیم هم خواننده باشیم و هم نویسنده. این که چه چیزی می نوشتیم مهم نبود. چیزی که اهمیت داشت این بود که بدون فاش شدن هویت مان می شد حرف دل را در قالب شعر و نثر و هرزه گویی و طنز و گریه فریاد زد. حالا دیگر زن ها می توانستند با خیال راحت در پستوی موبایل شان بنشینند و از عشق بگویند. فارغ از توجه به ساختار ادبیات که به یکباره فروریخت، چیزی که قابل توجه بود این بود که متن هایی که توسط زنان نوشته می شد حاوی نشانه های مردانه بود. دست نوشته های شان نشان می داد که آنان هنوز نتوانسته اند خود را پیدا کنند، زبان زنان صرفاً ارجاعی بود به دنیای مردانه. نمودها، تصورات و مصادیق به شدت گنگ و حتی بی ربط بود. سلطه ی تفکر مردانه دورادور شکل متن را تحت تسلط خود داشت و حتی موضوع سکس با مؤلفه های مردانه به تصویر کشیده می شد، زنانی که در شرایط اجتماعی خاص کشورمان هنوز نتوانسته اند به اعتبار و جایگاه واقعی خود دست پیدا کنند، حالا می توانستند لااقل در متن، اعتبار و قدرت خود را با کپی کردن از تجربه ی زیستیِ مرد کسب کنند و هم چنین از جایگاه تماشاچی خود را خارج کرده، تبدیل به بازیگر شوند. گرچه به نظر می رسد ساختار فرهنگی کشور آزادی بیشتری برای زنان قائل شده است اما از نظر دور نیست که هنوز هم زنان مجبورند برای دور شدن از بدنامی ها و تهمت ها خود را در حاشیه قرار دهند تا از تاثیر سنگین اجتماع سنتی و مذهبی مصون بمانند. در هر صورت دنیای مجازی تحولات تاریخی معاصر را با چنان دور تند به جریان انداخته و دگرگون کرده است که باور آن سخت می نماید. حالا پس از دوره ی گذاری که نه در واقعیت، بلکه در متن اتفاق افتاده است، ما با مردانی روبرو هستیم که در حال از دست دادن کاردکرهای نشانه ای و رمزی خود به عنوان جنس مذکر هستند. در جامعه ی مرد سالار؛ سنگینی وزنه ی تقابل دوتاییِ زن و مرد در هر زمینه ای به سمت مردانگی است. از این رو نشانه های زنانگی با وجود شفافیت و استقلال معنا به ذیل نشانه های مردسالارانه حرکت می کند. دل نوشته هایی که این روزها در دنیای مجازی از آقایان دست به دست می شود حاوی این حقیقت است که مردها در متن نوشته هایشان با تقلید از دنیای درونی زنان، خواهان ایجاد برابری سیاسی و اقتصادی و اجتماعی با زنان نیستند بلکه برعکس، با بازتولید نشانه های زنانگی به ترویج و عادی سازیِ گفتار بی شرمانه دامن می زنند تا مسیری جدید برای سلطه ایجاد کنند. چنین رویکردی با سرعت سرسام آوری زنان را به سمت فاحشگی و مردان را به سوی ابتذال جنسی کشانده است. اکنون همه ی آن چیزی که برای دنیای زنان ارزش محسوب می شد و به عنوان سرمایه ی روحی آن را از دید نامحرمان مصون می داشتند، همه ی آن چیزهایی که شیرینیِ جان یک زن بود، دست مایه ی شعرهای آبکی و بی مایه ای شده است که روح هر انسان با اصالتی را به درد می آورد. 

شیرینیِ کلام یک زن این است که گاه در بی قیدی نسبی با گفتارهایی که حتی شاید از سر تصادف باشد، خود را از تلخی روزگار می رهاند تا با پایداری در برابر تنگدستی ها و ناکامی ها ساعاتی خود و اطرافیانش را به دنیایی رویایی بکشاند و این گونه التیام بخش جان های خسته و فرسوده شود. او درد را به درستی می شناسد و دوش به دوش مردان از پل تاریخ می گذرد اما با زیرکی از حقیقت گویی های رک و بی پرده ی رسانه ها دوری کرده، تن به تفسیر نمی دهد زیرا می داند که حتی در دنیای بی اعتبارِ تبلیغات هم اوست که دست مایه ی سلطه طلبی سرمایه داران شده است. شاید از این روست که می بینیم زنان برای اهداف افلاطونی کمتر اعتبار قائلند و به جای آن همواره به دنبال منبع زیبایی ای هستند که نشانه هایش را حتی ممکن است در یک گل سر کوچک و رنگی پیدا کنند. شاملو در مصاحبه ای که در مجله ی فردوسی سال 1346 چاپ شد درباره ی فروغ می نویسد ( من هرگز ندیدم که فروغ چیزی را پیدا کند و آن چیز قانعش کند. فروغ در شعرش به دنبال چه چیزی می گشت؟ این برای من شاید به عنوان عظمت کار فروغ و اهمیت او مطرح بشود.)

جان کلام این که؛ دنیای مجازی زنان را به سخن واداشت. اما از آن جا که دنیای سرمایه داری از هر مقوله ای برای فربه شدن خود سوء استفاده می کند، این واگویی ها لطمه ی زیادی به دنیای زنان و حتی مردان زد. تراژدی این جاست که تاثیر دو سویه ی زبان و اجتماع چیزی بود که از نظرها دور انگاشته شد و حالا در تهران شاهد زنانه شدن مردانی هستیم که نه تنها در کلام بلکه در پوشش و حتی به لحاظ روحی دچار بی هویتی شده اند. دو جنسه هایِ روحی که شلوارهایی کوتاه شبیه به ساپورت می پوشند، کفش های شبیه به زنان می پوشند، به جوراب اعتقاد ندارند تا مچ پای باریک و بی موی خود را به مردم نشان دهند و تکیه کلام شان چیزی است در مایه های "...............".


ناهید زمانیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خروس

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 9 آبان 1395-11:55 ب.ظ

کتاب : خروس

نویسنده : ابراهیم گلستان

نشر اختران

 

خروس اولین کتاب از گلستان است که آن را مطالعه کرده ام. متاسفانه هنوز آشنایی چندانی با آثار گلستان ندارم. این حقیقت را باید بپذیرم که در خواندن آثار ایرانی بسیار کوتاهی کرده ام. شاید یکی از دلایلی که من را به سمت آثار غیر ایرانی سوق داده ا این است که اهل قصه و روایت و ساختار نیستم. بیشترین چیزی که از کتاب مطالبه می کنم محتواست. آثار ایرانی با وجود داشتن محتوای خوب، سرشار نیستند؛ به عبارتی جامع الاطراف نیستند. امیدوارم فرصتی و انگیزه ای پیش بیاید تا بتوانم بقیه آثار این نویسنده را مطالعه کنم.

داستان خروس، شاید داستان روشنفکرانی باشد که فاصله ی کهشکانی با عامه ی مردم دارند، شاید فقط روایتی از سرزمین جنوب با فقر و تنگدستی هایش باشد. شاید نشانه ای باشد از شیوع خرافه در میان مردم که سرتاپای ایرانی ها را رنگی کرده است باشد و شاید هیچ کدام این ها نباشد!! داستان خروس، به قول رولان بارت از آن دست داستان هایی است که توسط خواننده نوشته می شوند. این نوع روایت ها خواندنی نیستند بلکه نوشتنی اند. اگر ادیب باشید و نشانه شناس، می توانید در این کتاب با انبانی از نشانه هایی بازی کنید که نویسنده عامدانه یک به یک آن ها را کنار هم چیده است. این چیدمان تا حدی جلو می رود که با صدای بیل و کلنگ نویسنده ، روایت از گیرایی می افتد و خواننده می ماند با رمزگان هایی که برای جمع آوری شان می توان چند هفته ای سرگرم شد. اگر از این دید به داستان نگاه کنیم می توانیم آن را به عنوان منبع خوبی برای نشانه شناسی فرهنگ ایران به دوستان مان معرفی کنیم. اما اگر بخواهیم به داستان خروس رنگ روشنفکری بزنیم که کار خروس یکسره با تیغ بُران نقد ساخته است. از این زاویه می توان به جایگاه روشنفکرانی که خود را طوری از عام جدا می کنند که گویی مردم سرتا پا نجاست اند و روشنفکران مبری از هر گونه پلیدی و پلشتی و ....  

هر چه هست ، همانگونه که در ابتدا گفته شد این کتاب را می توان چندین بار خواند و هر بار تفسیر نویی بر آن حمل کرد. این که این تفاسیر تا چه حد می توانند داستان را ارزش گذاری کنند، به دیدگاه خواننده بستگی دارد. 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جان کلام- رولان بارت

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 9 آبان 1395-11:17 ب.ظ

کتاب : جان کلام- رولان بارت

نویسنده: جاناتان کولیر
ترجمه : حسن شیخ الاسلامی
نشر افق


خوانش اول :

رولان بارت، مرگ مؤلف را طلب می کند و پا می فشارد که ما نه نویسندگان بلکه متون را مطالعه می کنیم. این فیلسوف
 ساختارگرا اندیشه ی ادبی را سرزنده و دانش ادبیات را طراحی کرد.
جاناتان کولیر طرح کاوشگرانه ی بارت را توصیف می کند. طرح بارت، بینش آدم ها را نسبت به پدیده های فرهنگی از
 ادبیات، مد و تبلیغات گرفته تا انگاره های شان از خود، تاریخ و طبیعت تغییر می دهد. کولیر استاد ادبیات تطبیقی 
دانشگاه کورنل و یکی از شخصیت های پیشگام در حهان نظریه ادبی است. 


نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مبانی نشانه شناسی. بخش دوم

نویسنده :ناهید
تاریخ:دوشنبه 3 آبان 1395-11:25 ب.ظ

کتاب : مبانی نشانه شناسی 2

نویسنده: دانیل چندلر

ترجمه: مهدی پارسا

نشر سوره مهر

 

سوسور : نشانه شناسی دانشی است که به مطالعه نقش نشانه ها به مثابه بخشی از زندگی اجتماعی می پردازد

برای نشان دادن ماهیت مسئله ی نشانه شناسی هیچ چیز بهتر از مطالعه ی زبان ها نیست 30

زبان شناسی شاخه ای از نشانه شناسی است33

تمایز میان لانگ و پارول را مطرح کرد. مطابق با تمایز سوسوری در یک نظام نشانه ای مثل سینما، هر فیلم خاص یک پارول در نظام " زبان" سینما است. تمرکز سوسور بیشتر بر لانگ است تا پارول. روش او مطالعه ی " همزمانی" نظام بود، یعنی وقتی که ما آن را در زمان منجمد می کنیم. مانند عکس. در مقابل "درزمانی" وجود دارد که به تحولات در زمان می پردازد. مانند فیلم. 35

لانگ= زبان= نظامی از قواعد و قراردادهای از پیش موجود و مستقل از افراد

پارول = گفتار= استفاده از لانگ در هر مورد خاص

تاکید بر نشانه های زبانی. به گونه ای آوا محور به گفتار امتیاز داد 44

مدلول سوسوری با ارجاع به واقعیت تشخص نمی یابد بلکه مفهوم ذهنی است، شئی نیست بلکه تصور شئی است 43

تصور او از معنا به طور محض ساختاری و نسبی است نه ارجاعی. معنای یک نشانه در روابط نظام مند آن با دیگر نشانه ها معین می شود و از جنبه های ذاتی دال یا ارجاع به اشیائ مادی ناشی نمی شود. در نظام زبان همه چیز وابسته به روابط است47

برداشت نسبی سوسور از معنا خصوصا افتراقی بود. ماهیت نسبی نشانه قلب نظریه ساختارگرا است. 50

ماهیت اختیاری، نشانه اولین اصل زبان است50

زبان یک صورت است نه یک جوهر 83

اگر کلمات فقط نامگذاری هایی برای مجموعه ای از چیزهای از پیش موجود در جهان خارجی بودند، ترجمه از یک زبان به زبان دیگر بسیار آسان می شد 96

در زبان شناسی این دیدگاه است که ابژه ها را خلق می کند : مدلول هم درست مثل دال قسمتی از نظام نشانه شناختی است، مدلول ها با قراردادهای اجتماعی ساخته می شوند. مدلول محصولی اختیاری از زاویه ی دید فرهنگ است. عدم برابری برای کلمه و شئی اساسا یک اصل سوسوری است 108

معنا از تمایزهای میان دال ها ناشی می شود. این تمایزها خود بر دو نوع اند : همنشینی(روابط درون متنی) و جانشینی(روابط بینامتنی) 127

کل وابسته به اجزائ خود است و اجزائ وابسته به کل ( ساختارگرایی)

سوسور با رمزگان زبانی سروکار داشت و تاکید می کرد که نشانه ها به تنهایی معنادار نیستند و فقط وقتی در ارتباط با یکدیگرند تفسیرپذیر می شوند 221

سوسور هرگز نشانه شناسی را" دانش مطالعه ی نقش نشانه ها به عنوان بخشی از زندگی اجتماعی" نمی دانست310

ساختارگرایی مبتنی بر زبان شناختی : لکان سوسور یلمزلف یاکوبسن

 

رولان بارت :

نشانه شناسی شاخه ای از زبان شناسی است33

بارت نشانه های غیر زبانی را به این علت که در برابر تفسیرها بسیار باز و انعطاف پذیر عمل می کنند سازنده ی زنجیر شناور مدلول ها دانست. در نظر بارت یک دال تهی دالی است که مدلول مشخصی ندارد 120

بخش مهم مسئولیت های نشانه شناسی، تقسیم متون به کوچک ترین واحدهای دلالتی ... سپس جمع کردن آن ها به دسته های عناصر و جانشین و در آخر دسته بندی روابط همنشین است که این واحدها را به هم پیوند می دهد 132

روایت اساسا ترجمه پذیر می باشد ---- روایت بین المللی، بیناتاریخی، بینافرهنگی142

ساختارگراها از تعریف انسان نه به مثابه" آن چه هستند" مثل یک شخصیت، بلکه از طریق" آن چه انجام می دهند" تعریف می کنند 145

هر صورت باید شبیه چیزی باشد و هرگز پیش از آن دیده نمی شود. انسان محکوم به قیاس است 189

بارت می گوید تمرکز الگوی سوسور از نشانه روی دلالت های مستقیم بود و بحث از دلالت های ضمنی را بر عهده نظریه پردازان بعدی گذاشت 210

جدا کردن دال از مدلول و ایدئولوژیک از ملفوظ دیگر آسان نیست 213

بارت محقق صاحب سبک دلالت های ضمین است 215

اسطوره ها ایدئولوژی های غالب زمان ما هستند. بارت در تبعیت از الگوی یلمزلف استدلال می کند که ترتیب بندی های دلالتی یعنی همان دلات مستقیم و دلالت های ضمنی با هم ترکیب می شوند تا ایدئولوژی به وجود آورند 216

اسطوره ها به عملکرد ایدئولوژیک طبیعی سازی کمک می کنند. عملکرد آنها طبیعی ساختن واکنش فرهنگی به عبارت دیگر غالب ساختن رفتارها، باورها و اندیشه های فرهنگی و تاریخی که کاملا طبیعی، عادی، ناخودآگاه، همیشگی و مطابق عقل سلیم به نظر می آیند- اسطوره ها به تمایل ایدئولوژیک در نظام سرمایه داری کمک می کند. * ایدئولوژی ِ سرمایه داری، فرهنگ را به سمت طبیعت سوق می دهد 217

به واسطه ی رمز دلالت ضمنی، خوانش عکس ... همیشه تاریخی است؛ این خوانش وابسته به دانش خواننده است و مانند یک زبان واقعی، اگر نشانه هایش آموخته شوند قابل فهم است 242

پنج رمز که در متون ادبی به کار می روندد: هرمنوتیکی(نقاط بازگشت در روایت)؛ کنش مند( اجراهای اصلی روایت)؛ فرهنگی( دانش اجتماعی پیشین)، معنایی( رمزگان وابسته به رسانه)و نمادین(مضمون ها)252

این زبان است که سخن می گوید، نه مولف 285

متن یک فضای چند بعدی است که در آن تنوعی از نوشته هایی که هیچ کدام منشأ نیستند با هم مخلوط می شوند. متن بافته ای از نقل قول هاست .. نویسنده تنها می تواند ژستی را که همیشه پیش رو دارد تقلید کند. تنها قدرت او به هم آمیختن نوشته ها و تقابل دادن برخی با برخی دیگر است طوری که هیچ کدام مهم تر از آن یکی نیست. برای بارت نوشتن شامل یک فرایند ابزاری از ضبط افکار و احساسات از پیش شکل گرفته نیست( که از مدلول به دال برسد). نوشتن عبارت از کار با دال ها و رها کردن مدلول ها به حال خود است. 286

وحدت متن نه در منشأ آن بلکه در مقصد آن نهفته است 288

مفهوم لنگراندازی = عناصر زبان شناختی می توانند به عنوان" لنگری " یا " تحمیلی" در مطالعه ی خاصی از یک تصویر به کار آیند. " تثبیت زنجیر شناور مدلول ها" .... بارت معتقد بود که عملکرد اصلی لنگر ایدئولوژیک است ... به عنوان مثال، عنوان دادن به عکس های مربوط به اخبار توسط یک نفر نشان می دهد که او آن را چطور خوانده است 293

نظریه پردازان پساساختارگرا : لکان بارت فوکو دریدا ژولیا کریستوا 27

..................................................................................................................................

پیرس : نشانه شناسی، نظریه های صوری نشانه هاست(منطق)

اقتصاد نشانه ای: استفاده ی نامحدود از عناصر محدود = خصوصیت رسانه ها131

برای دریدا هیچ چیز خارج از متن وجود ندارد. هیچ مدلول متعالی وجود ندارد 121

روایتی که در آن پایان بندی، بازگشتی به یک تعادل پیش بینی پذیر باشد، بستار روایی می نامیم. بستار به صورت حل یک تقابل شکل می گیرد143





نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سرگذشت فلسفه

نویسنده :ناهید
تاریخ:دوشنبه 3 آبان 1395-11:19 ب.ظ

نام کتاب : سرگذشت فلسفه

نویسنده: برایان مگی

مترجم: حسن کامشاد

نشر نی

 

بررسی درباره آنچه وجود دارد و ماهیت هستی، شاخه ای از فلسفه را به نام هستی شناختی تشکیل می دهد و بررسی ماهیت شناخت و امکان شناختن شناخت شناسی یا معرفت شناختی خوانده می شود.

 

وجه تمایز دین و فلسفه این است که در دین پای استدلال می لنگد

وجه تمایز علم و فلسفه این است که علم با پرسش هایی سروکار دارد که برای نتیجه نیاز به آزمایش و تجربه دارد.

 

طالس: جهان از عنصر واحدی تشکیل شده است. این عنصر آب است.

هراکلیتوس: دنیا نتیجه ی برخورد اضداد است.

گزنفون: حقیقت قطعی را هیچ کس نمی داند چون سر و کار ما با رشته ای از حدس ها و گمان هاست( گزنفون کانون اندیشه پوپر است)

پارمنیدس: در جهان واقع"نیستی" وجود ندارد. همه عالم وجودی واحد و لایتغیر است( کانون دیدگاه انیشتن و نیوتون که حاصل آن جبر است)

امپدوکلس: نظریه ی چهار عنصر

لئوکیپوس: همه چیز از اتم و فضا تشکیل شده است. اتم تقسیم ناپذیر است

دموکریتوس: جهان پیوستار نیست

 

سقراط: روش جستجوی حقیقت از راه پرسش و پاسخ- روش دیالکتیک- یکی دانستن فضیلت و معرفت

افلاطون: پیوند دادن جهان آدمی و جهان مجرد

(فلوطین مکتب نوافلاطونی که تاثیر بسزایی در اندیشه مسیحی داشته است)

ارسطو: پایه گذار منطق با این سوال کلیدی که هستی چیست؟. علل چهارگانه ارسطو شامل: علت مادی-علت فاعلی- علت صوری- علت غایی

 

کلبیان : پرهیزکاران بودند – جهان وطنان( دیوجانوس)

شکاکیان : نخستین نسبی گرایان فلسفه – فلسفه ی باور نکردن همه چیز- پرهونیسم

اپیکوریان: نخستین انسانگرایان لیبرال – مادی، لذت طلبی و غیر دینی ( نظریه های اپیکوری شباهت زیادی به اومانیسم علمی قرن بیستم دارد

رواقیان: فلسفه ی چیره امپراطور روم- اپیکتتوس- زنون بنیان گذار رواقی است- بالاترین مرجع فرد است- بالاتر از طبیعت چیزی نیست- خدا روح عقلانیت است پس خدا بیرون از جهان نیست- خدا ذهن جهان است- خویشتن داری در برابر ناملایمات بدون شکوه و شکایت- سنکا

 

 

قدیس آگوستینوس نظام فلسفی گذشته را با مسیحیت تلفیق کرد

بیکن: شناخت علم می تواند سیطره انسان را بر طبیعت بیشتر کند

هابز: نخستین ماده گرای جدید- بنیان گذار ماتریالیسم متافیزیکی- جهان ماشینی عظیم است

 

خردگرایان بزرگ: دکارت – اسپینوزا -  لایب نیتس

دکارت: با واقعیات قابل اعتماد شروع کنید، سپس منطق را در موردشان بکار گیرید و به آن چه درباره اش ذره ای تردید هست اجازه ندهید به پژوهش تان راه یابد -  دکارت شناخت را به فلسفه راه داد – من چه می توانم بدانم ؟

اسپینوزا: همه یکی است و آن یکی الهی است. – زندگی را باید در چشم انداز ابدی دید

 

بارکلی : تجربه گرا – آنچه وجود دارد ذهن و فاعل ذهنی است – هر چیزی که وجود دارد یا در ذهن ماست یا در ذهن خدا.

هیوم: شکاک معتدل – سوای ریاضیات هیچ چیز را به یقین نمی دانم

ولتر: ترویج علم و آزادی جدید

روسو: منتقد تمدن – داوری های ما بیشتر باید مبتنی بر احساس باشد تا عقل

کانت: هماهنگی تجربه گرایی با خرد گرایی – کانت وجه معرفت شناختی خدا را حذف کرد تا جا را برای ایمان باز بگذارد.

شوپنهاور: پیوند فلسفه شرق و غرب- تاثیر فوق العاده ی او بر رمان نویسان و شاعران پس از خود

فیخته: ایده ئالیست دو آتشه- شناخت انسان حاصل واقعیات تجربی نیست بلکه جهان تجربی آفریده ی ذهن انسان است

شلینگ: فیلسوف طبیعت – طبیعت کل هستی است و پیوسته در حال تکامل است – رشد ابتدایی رمانتیسم با شلینگ.

 

عمل گرایان آمریکایی :  شناخت به نوعی درگیری عملی است

پراگماتیسم های آمریکایی :

1-چارلز سندرس پیرس : اصیل ترین و جامع ترین – شناخت عبارت است از تبیین های معتبر- مقاله ی چگونه افکارمان را روشن سازیم – برای فهم روشن یک لفظ باید از خود بپرسیم کاربرد آن چه تفاوتی در ارزیابی ما از وضعیت مسئله مان یا از ارزیابی ما از راه حل آن مسئله به وجود می آورد. این تفاوت معنای لفظ را به وجود می آورد. لفظی که استعمالش هیچ تفاوت قابل ملاحظه ای در چیزی به وجود نیاورد معنای قابل فهمی ندارد. پراگماتیسم = روشی برای روشن ساختن معنای الفاظ. پراگماتیسم نظریه ای برای معناست.

2- ویلیام جیمز : خواندنی ترین

3- جان دیوئی : با نفوذترین

 

راسل و فلسفه ی تحلیلی : زبان کانون فلسفه شود

ویتگنشتاین : فلسفه ی زبان

 

اگزیستانسیالیسم : از کی یر کگور تا هایدگر

دو نوع اگزیستانسیالیسم داریم : 1- اگزیستانسیالیسم مسیحی = کی یر کگور     2 – اگزیستانسیالیسم اومانیستی که ریشه در آثار کی یر کگور دارد و سرشناس ترین این مکتب هایدگر است.

 

هوسرل : پدیدار شناسی  = توصیف و تحلیل آگاهانه مرتبط با مسئله ای که دنبال حل آن هستیم

 

......

 

 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گنجشک

نویسنده :ناهید
تاریخ:پنجشنبه 29 مهر 1395-05:34 ب.ظ


نگاه کردنت
از پشت پنجره
بر شاخه های درخت فرسوده
با فوج فوج
گنجشک های مُفت

هر چقدر هم پاییز که باشد
باز
اینجا
ققنوسی آماده است
تا با سنگ های تو
دوباره
گنجشک شود

ناهید زمانیان



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شانزدهم هپ ورث

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 25 مهر 1395-11:49 ق.ظ

کتاب: شانزدهم هپ ورث 1924

نویسنده: جی دی سلینجر

ترجمه: علی شیعه علی

نشر سبزان

 

سال گذشته این کتاب رو به همراه دو سه کتاب دیگه از یک دوست بسیار عزیز هدیه گرفتم و متاسفانه 

تا امسال فرصت مطالعه برای این یکی پیش نیامد. وقتی به سراغ کتاب رفتم متوجه اشتباه خودم شد. 

اگر شانزدهم هپ ورث رو اول از همه می خوندم قطعا تا بحال ناطور دشت رو از سالینجر خریده بودم 

و دقیقا همین زمانی که مشغول تایپ هستم مشغول حسرت خوردن نبودم. به هر حال میگن هر وقت 

ماهی رو از آب بگیری تازه ست. ناطور دشت رو خریدم و بعد از مطالعه ی یکی دو تا کتاب که در لیست 

انتظار قرار دارند، خواهمش خورد.

شانزدهم هپ ورث با وجود ترجمه ی دهشتناک، وحشتناک و مزخرفی که دارد باز هم صفایی دارد که 

مپرس. سلیجر ماه است. احساس او ماه است. نوشته هایش ماه است. این کتاب کوچک با ترجمه ی

 دهشتناک هم ماه است. گرچه با وجود همه ی این تفاسیر دوست ندارم از روایت کتاب و پسر هفت

 ساله ای که نامه ی قشنگش را برای پدر و مادرش می نویسد، چیزی بنویسم. بیشتر دوست دارم یک

 نسخه از ترجمه ی بهتر از این کتاب به دستم برسد- با توجه به اینکه در تمام تحقیق و تفحص هایم

 در این زمینه هنوز به مورد دلخواه نرسیده ام- و بعد بنویسم آنچه که دلخواه من است.

تذکر: خواننده ی شانزدهم هپ ورث باید بعد از آثار دیگر سلینجر خوانده شود



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مبانی نشانه شناسی

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 25 مهر 1395-11:47 ق.ظ

کتاب : مبانی نشانه شناسی

نویسنده: دانیل چندلر

ترجمه: مهدی پارسا

نشر سوره مهر

 

ساختارگرایی این توهم را به وجود آورده که می توان یک رمان را در چند جمله خلاصه کرد. چیزی را که می خواهم

 روی آن تاکید کنم این است که یک رمان با ساختار روایی اش برابر نیست. جریان اندیشه با استدلال هم ارز نیست، 

و این نکته ی مثبت کتاب مبانی شناسی است. این کتاب نه ترتیب تاریخی را پیش گرفته است و نه به پی رفت تاریخی

 وفادار مانده است.

 

مرور دوم خواهم داشت.



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مطلب رمز دار : زن کاغذی

نویسنده :ناهید
تاریخ:یکشنبه 4 مهر 1395-11:41 ب.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :16
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...