تبلیغات
نگاه
کتاب و فیلم

اعتقاد بدون تعصب

نویسنده :ناهید
تاریخ:سه شنبه 6 تیر 1396-12:16 ق.ظ

کتاب: اعتقاد بدون تعصب

پیتر برگر، آنتون زایدروِلد

ترجمه : محمود حبیبی

نشر گمان

 

فصل اول این کتاب با خدایان بی شمار مدرنیته آغاز می گردد: " قرن بیست و یکم، عصر چند خدایی است. انگار خدایان بی شمار دوران باستان اکنون به قصد انتقام بازگشته اند." ص17

زمانی که انقلابیون فرانسوی الهه ی عقل را در کلیسای مدلن در پاریس بر تخت نشاندند، تصور می شد عقل، دین را نابود می کند اما اکنون می بینیم که فعالیت های مذهبی از انواع متنوع معنویت عصر جدید تا جنبش های کاریزماتیک در حال گسترش است. " تکثر" ارمغان مدرنیته بود؛ قبول تنوع گروههای اجتماعی که با صلح مدنی و تعامل اجتماعی زیست می کنند. مدرنیته با اِعمال نظریه ی تکثر، دیوارهای  افتراق اجتماعی را ویران کرد و با ایدئولوژی " کثرت گرا"، مفهوم همزیستی را گسترش داد. اتفاقی که در موقعیت تکثر روی داد، منجر به شناخت و یا " آلایش شناختی " شد. این مفهوم، مبتنی بر ویژگی بسیار اساسی انسانی است" وقتی انسان ها به مرور زمان با یکدیگر گفتگو می کنند، کم کم بر تفکر یکدیگر تاثیر می گذارند. با وقوع " آلایش " مردم کمتر می توانند ارزش های یکدیگر را منحرف، نامعقول و یا شیطانی بنامند. به این ترتیب باورهای دینی در فرآیند ترجمه و گفتمان دچار تغییر می شوند. نتیجه ی ایدئولوژی تکثرگرایی، گسترش حوزه ی " انتخاب" در ابعاد زندگی مادی و معنوی انسانها شد. حالا باید بازارهای بزرگی از سبک های زندگی و هویت های مختلف شکل می گرفت تا به افراد کمک کنند که تصمیم بگیرند می خواهند که و چه باشند. گسترش دایره ی انتخاب، منجر به گسترش تفکر شده است. می توان گفت مدرنیته از ازیاد آگاهی رنج می برد. برای همین است که افراد مدرن، عصبی و ناآرامند. نهادهای مذهبی در جوامع جبرگرا، اغلب مانند غریزه عمل می کنند؛ افراد به صورت خودکار از نهادهای قدرتمند پیروی می کنند بی آن که مجبور باشند فکر کنند. گرایش مدرنیته اغلب به سوی نهادزدایی است اما اتفاقی که با تکثرزایی می افتد این است که روابط نهادها با هم به صورت رقیب های سرسخت شکل می گیرد. آنها خودشان را رقیبانی می بینند در یک بازار آزاد یا نسبتا آزاد. در زمینه ی اخلاق نیز تکثرزایی باعث رویاررویی با انبوهی از هنجارهای اخلاقی شده که به شدت تنش زاست. آیا می توان تکثر اختلافات اخلاقی را پذیرفت ؟ ( آیا مثلا آدمخواری پذیرفتنی است؟) . این جاست که متوجه می شویم تکثرزایی اخلاقی چالش های عمیق تری نسبت به تکثرزایی دینی ایجاد می کند. در هر صورت دو همسایه با دین های متفاوت بهتر می توانند با هم سازگار باشند تا دو همسایه ای که هنجارهای اخلاقی متفاوتی دارند.

فصل دوم این کتاب به ساز و کار نسبی سازی می پردازد. نسبی سازی فرآیندی است که از طریق آن جایگاه مطلق امری تضعیف یا در برخی موارد استثنایی نابود می شود. نظام ه ای دینی و سیاسی برای مقابله با نسبی سازی به بی اعتبار سازی پیام از طریق زیر سؤال بردن پیام آور ( نیست سازی ) دست می زنند. هم چنین نهادهای دینی با شعار " خارج از ساختار معقولیت، هیچ معقولیتی نیست" سعی در حفظ هویت جمعیت دینی خود دارد: " خارج از کلیسا، رستگاری وجود ندارد".

" رنج انتخاب " ارمغان مدرنیته است. فرد اکنون با حسرت به مطلق های از دست رفته ی گذشته نگاه می کند و در پی یافتن مطلق های جدید بر می آید: ( بنیادگرایی ) . کسانی که در جستجوی مرجعیتی هستند که به روشنی به آن ها اعلام کند کدام انتخاب، انتخاب مطلقا و اساسا درست است. این در حالی است که سارتر می گوید هزینه ی چنین آرامشی " بی صداقتی " است، یعنی تظاهر به چیزی که انتخاب تو نبوده بلکه ضرورتا بر تو تحمیل شده است.

پست مدرنیسم در تفکر مدرن غرب برآمده از فردگرایی بود. در تفکر باستانی؛ خودِ فردی همواره در دل خود جمعی، طایفه یا قبیله جای می گرفت. مارکس و نیچه و فروید کسانی بودند که " هنر سوء ظن " را ساختند؛ بینشی که ایده ی " خود " را با توجه به شرایط روانی و اجتماعی هر فرد، امری نسبی اعلام کرد. از نظر پست مدرنیست ها هیچ واقعیتی وجود ندارد. فقط روایت ها وجود دارند که همگی از منظر شناختی با هم برابرند. رویکرد اجتماعی پست مدرنیسم بر " ساخت گرایی " بود، به این معنی که هیچ واقعیت عینی وجود ندارد. فقط ساخت های  منفعت محور وجود دارند.

در فصل چهارم " بنیادگرایی" به این نتیجه ی مهم می رسیم که بنیادگرایی یک پدیده ی مدرن است. فرق بنیادگرایی با سنت گرایی در این است که سنت گرایی؛ سنت را اصلی بدیهی فرض می کند. بنیاد گرایی زمانی سر بر می آورد که این اصل بدیهی به چالش کشیده شده یا کاملا نابود می شود. سنت گرا خیال اش از بابت جهان بینی اش راحت است، به این علت او کاملا تسامح دارد و دیگران را فقط ولنگارهایی می بیند که بدیهیات را انکار می کنند. بنیادگرایان اما دیگران را تهدیدی جدی علیه قطعیتی می بینند که به سختی به دست آمده است.

در بخش " یقین و تردید" نیز می  خوانیم که ملحد – فردی بسیار پایبند به نوعی ایسم تعصب آلود – و در واقع بی خدایی است که با هر نوع اعتقاد  و نهاد دینی سر جنگ دارد و به آن می تازد. اما فرد لاادری کسی است که اعتقادات دینی را از اساس رد نمی کند. او ممکن است حتی دوست داشته باشد  مثل مؤمن به چیزهایی اعتقاد داشته باشد اما معرفتی که از طریق تحقیق و تجربه به دست آورده مانع از این کار می شود. تردید صفت بارز لاادری است. 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

افسانه های تبای

نویسنده :ناهید
تاریخ:دوشنبه 5 تیر 1396-11:40 ب.ظ

کتاب : افسانه های تبای

سوفوکلس

ترجمه : شاهرخ مسکوب

نشر خوارزمی

 

ادیپوس؛ مردی که شهید راه حقیقت می شود. او برای یافتن حقیقت به نفرین خدایان دچار می گردد. نفرین او این است که پدر خویش را ناخواسته و ناشناخته بکشد و با مادرش همبستر گردد و از او چهار فرزند به دنیا بیاورد.

آنتیگونه حاصل همآغوشی ادیپوس با مادرش است. آنتیگنه برای خاک کردن جسد برادرش که توسط کرئن، دایی پدرش، کشته شده و به آن بی احترامی می شود به مرگ محکوم می شود .....

 

فکر کنم بهتر ااست از این کتاب چیزی ننویسم. " آندره بونار" در انتهای این نمایشنامه ی عجیب و هولناک، شرح و نقد مفصلی بر تراژدی آنتیگونه دارد که به حق، به زیبایی تراژدی سوفوکلس است. قلمی توانا و پر احساس که تمام زوایای این تراژدی را موشکافانه بررسی می کند. 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گروتسک

نویسنده :ناهید
تاریخ:دوشنبه 5 تیر 1396-11:31 ب.ظ

کتاب : گروتسک

فیلیپ تامسن

ترجمه : فرزانه طاهری

نشر مرکز

 

سی کتاب مستقل از مجموعه ای از مکتب ها و سبک ها و اصطلاحات ادبی و هنری که توسط نشر مرکز جمع آوری شده است می تواند کمک خوبی برای فهم مکاتبی باشد که هنوز برای ما دارای نقطه های تاریک هستند. گروتسک یکی از این کتاب ه است.

گروتسک؛ چیزی را وصف می کند که همزمان خنده دار و وحشتناک یا مشمئز کننده باشد.

برای آفرینش هنر گروتسک باید در نظر داشت که احساس انزجار نتواند احساس لذت را به کلی از صحنه بیرون کند یا بالعکس.

گروتسک نه فقط ضرورتا هیچ خویشاوندی با فانتزی ندارد، دست کم بخشی از تاثیرش را در مدیون این است که در چارچوبی واقع گرانه به شیوه ی واقع گرایانه عرضه می شود.

نکته ی مهم این است که گروتسک خویشاوند بسیار نزدیکی با " ناهنجاری های جسمانی" دارد. 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زندگی با پیکاسو

نویسنده :ناهید
تاریخ:دوشنبه 5 تیر 1396-11:17 ب.ظ

کتاب : زندگی با پیکاسو

نویسنده: فرانسواژ ژیلو

ترجمه لیلی گلستان

نشر آگاه

 

از من به شما نصیحت که اصلا به زندگی خصوصی افراد سرک نکشید، مخصوصا اگر این افراد برای شما جایگاه خاص _به هر لحاظ_ داشته باشند. من قبلا یک بار این عمل قبیح را انجام داده بودم و با کنجکاوی شب هنگام به خواندن نامه های همسر و پسر انیشتن که تازگی ها پیدا شده مبادرت نمودم. همین ارتکاب باعث شد تا صبح نظریه ی نسبیت بالا بیاورم !!

متاسفانه انسان فراموشکار است و باز هم دچار ارتکاب شدم و کتاب همسر پیکاسو-فرانسواژ- را خواندم و دوباره تا صبح نقاشی بالا آوردم. اصلا به ما چه که پیکاسو چند زن را بدبخت و بینوا کرده و انداخته گوشه ی خانه ای متروک ؟! .. به ما چه که فرانسواژ؛ دختر جوان بیست و هشت ساله را در سن شصت سالگی عاشق خود می کند و در حالی که دو زن و یک بچه را در سابقه ی زندگی خود داشته است، با او ازدواج کرده و سال ها از او بیگاری کشیده ! به ما چه که فرانسواژ در کمک به پیکاسو برای خلق و جمع آوری آثارش چه زحمات طاقت فرسایی کشیده است و بعد از داشتن دو بچه و چند سال زحمت ِ بی مزد، تازه باید با هووی تازه می ساخته! به ما چه که وقتی از پیکاسو جدا می شود یک روز به خانه اش می رود و می بیند بچه ها و تمام اسباب و اثاثیه ی او توسط پیکاسو غارت شده و چون پیکاسو کله گنده بوده نتوانسته اعاده ی حیثیت و اعاده ی اموال کند ؟!!!

ما فقط باید کارهای پیکاسو را ببینیم و به ذهن هوشیار و خلاقیت منحصر به فرد او غبطه بخوریم. همین.



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دو نوع رویکرد به هنر 2

نویسنده :ناهید
تاریخ:چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396-07:22 ب.ظ


سلام به هر آن که از این اطراف می گذرد ....


در ابتدای سال متنی با نام " دو نوع رویکرد به هنر" نوشتم و به اشتراک گذاشتم. دوست بسیار نازنین و 

فرهیخته ام، میله بدون پرچم، لطف فرمودند و نظری درباره ی این متن نوشتند، علاقه مند شدم با وجود

 فاصله ی زمانی که به علل مختلف پیش آمد و نتوانستم به وبگاهم سر بزنم، جواب را بصورت یک پست 

در اختیار این دوست عزیز قرار دهم. متاسفانه مسیر نظردهی در این وب به مشکل برخورده و من هم که

 فرصتی برای کوچِ دوباره ندارم مجبورم با این مشکل بسازم. از دوستانم بابت این موضوع عذرر می خواهم.

سوال دوست عزیزم این بود که :" گاهی لزومی ندارد یک نویسنده برای خلق یک اثر قابل قبول بر ناخودآگاهش

وقوف کامل داشته باشد. پیش می آید که از ناخودآگاه چیزهای خوبی به طرف الهام شده بدون اینکه بداند

 از کجا آمده است."


خدمت دوست خوبم عارضم که 

تصور ما از ناخودآگاه، نقطه ای است کور و ناشناخته در درونمان، که از اجزاء و نحوه ی چگونگی تشکیل 

نظام آن بی خبریم، تا حدی که تصور می شود کسی از جایی خارج از زمان و مکان ما، ناخودآگاه مان را 

تشکیل داده است و بالطبع با چنین تصویری، برداشت از شعر و هنر، برداشتی کاملا احساسی و خارج از

 دایره ی تعقل و منطق خواهد بود. به راستی رابطه ی ما با ناخودآگاهمان چیست؟!

به تعبیر" فروید"، ذهن ناهشیار یا ناخودآگاه، خزانه ای از معناست که در طول زندگی در برخورد انسان با

 حوادث، جارب، خاطرات، رنج ها و شادی ها و افکار به وجود می آید. اما یونگ تعبیر گسترده تر دیگری از

 ناخودآگاه ارائه می دهد ؛ به این معنا که او، ناخودآگاه را به کهن الگوها ارجاع داده است. او معتقد بود که

 دلبستگی های ما به معنویت، مذهب و انگاره های پهلوانی، برگرفته از اسطوره هایی است که در طول تاریخ

 در زمان های مختلف بوجود آمده است. با این حساب ما با دو نوع ناخودآگاه مواجهیم: ناخودآگاهی که معرف

 زندگی عملی و تجربی و یا به عبارتی زندگی واقعی و ملموس ما است و ناخودآگاهی که توسط الگوهای

 اسطوره ای و یا از طریق وراثت یا غریزه های جمعی در هر فردی به وجود آمده است و در طول زندگی به

 صورت صور سمبلیک عرضه می شود. نویسنده ای که قرار است محصول فکری خود را به بیرون از خود عرضه 

کند؛ از هر دو بخش ناخودآگاه خود تصاویری می آفریند که ممکن است به لحاظ عاطفی و احساسی حتی 

خودِ او را نیز تحت تاثیر قرار داده، به واسطه ی متن، چیزی بر مولف نیز افزوده شود. در هنگام تولد یک

 اثر هنری، دست هنرمند به صورت ناخودآگاه به سمت درون کشیده می شود تا ابزار مورد نیاز خود را در

 تاریکیِ ناشناخته ی این مکان رمزآلود به چنگ آورد. اما در این میان باید میان هنرمند و انسان معمولی، 

برای نحوه ی دسترسی به ناخودآگاه تفاوت قائل شد. هنرمند برای جمع آوری بهترین ابزار و ادوات در

 ناخودآگاه خود، تلاش می کند. او خود را موظف می کند تا تجارب نظری و عملی زیادی را در مخزن ذهن

 ناهشیار خود ذخیره کند، هم چنین با مطالعه ی تاریخ انسان به دستیابی آگاهانه از کهن الگوها مبادرت 

می ورزد، و به این ترتیب در هنگام آفرینش یک اثر، از ناخودآگاهی بهره می برد که بخش اعظمی از آن 

بصورت خودآگاه در ذهن انباشته شده است. در حقیقت او ناخودآگاه خود را فربه می کند، به همین

 دلیل است که هنرمندان واقعی قوه ی تجزیه و تحلیل خوبی از آثار خود و دیگران دارند. هنرمند صادقی

 را درنظر بگیرید که در میانه ی عمر هنریِ خود، به یکباره ایده های متفاوتی نسبت به آن چه که قبل از

 آن اعتقاد داشته است عرضه می کند. این هنرمند در مواجهه با سوال های متعدد از تغییر نگرش و ایده های

 خود می تواند از تجارب جدید خود در زندگی سخن بگوید و به راحتی شما را به فضای جدید فکری خود

 راهنمایی کند. طبیعی است که چنین انسانی کاملا با خوراک فکری که وارد ذهن او شده است آشناست.

 در مقابل هنرمندی را هم در نظر بگیرید که نه تنها در مقابل نقد، چیزی برای عرضه ندارد، بلکه در حرف و

 عمل او آن قدر فاصله است که گویی با دو انسان متفاوت روبرو هستیم. مسلم است که چنین شخصی نه تنها

 از ناخودآگاه خود بی خبر است، بلکه از عنصر آگاهی هم تهی است. 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ایمان یا بی ایمانی

نویسنده :ناهید
تاریخ:دوشنبه 11 اردیبهشت 1396-02:08 ب.ظ

کتاب: ایمان یا بی ایمانی

مکاتبات اومبرتو اکو و کاردینال مارتینی

ترجمه علی اصغر بهرام

نشر نی

 

این کتاب زیبا مجموعه ی کوچک و شیرینی است از مکاتبات این دو اندیشمند که که به درخواست روزنامه ی ایتالیایی لاکوره راد دلاسرا انجام گرفته است.

مارتینی از پنجره ی ایمان به پرسش های فلسفی اکو پاسخ می دهد و اکو نیز سعی میکند تا با پرسش و پاسخ های موشکافانه ی خود، متنی خوانا و راحت و قابل قبول برای خوانندگان این روزنامه تهیه کند. آن چه مسلم است این است که با وجود اینکه دیدگاه این دو اندیشمند کاملا با یکدیگر مغایر است اما در نهایت به یک نقطه ی اشتراک بسیار قوی می رسند: حرمت انسان



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پژوهش های یک سگ

نویسنده :ناهید
تاریخ:دوشنبه 11 اردیبهشت 1396-01:49 ب.ظ

کتاب: پژوهش های یک سگ

نویسنده: کافکا

مترجم: سید جلال الدین اعلم

نشر نیلوفر

 

کافکای معروف و شناخته شده ی ما در این داستان به زندگی یک سگ در جامعه ی سگی می پردازد.

انواع سگ در این داستان:

سگ رقصنده و آکروبات باز سگ های هوایی؛ سگ های بی وزن که بالاتر از سطح زمین می مانند سگ های شکاری و در آخر سگ کاوشگر

مؤلفه هایی که برای نقد می توان به آن ها رجوع کرد:

* وجود یک انسان یا موجود ناشناخته که سگ های رقصنده را تربیت می کند و برای آنان موسیقی می نوازد، همچنین موجودی که غذا را از بالا به سمت زمین می فرستد. این موجود از سوی سگ کاوشگر به یک معمای سخت تبدیل شده است.

گفتمان درباره ی سگ های هوایی و پرداختن به هنر و هنرمند در این پیش زمینه ی عالی

این همانی غذا و موسیقی

چگونگی رسیده به حقیقت

ایجاد گرسنگی روحی و معنوی برای رسیدن به تکامل، با تمرین و ممارست

بحث اسطوره ها و بازگشت به منشأ که در این کتاب با افکار نیچه بسیار این همانی دارد.

با این اوصاف، این داستان کافکان نیز، هم چون دیگر آثار او نیازمند دانش و آگاهی بسیار و یک کتاب مستقل در زمینه ی نقد خواهد بود. چیزی که بنده در آن بسیار کمم.

 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انسان و سمبول هایش

نویسنده :ناهید
تاریخ:دوشنبه 11 اردیبهشت 1396-01:47 ب.ظ

کتاب: انسان و سمبول هایش

کارل یوستاو یونگ

ترجمه ابوطالب صارمی

انتشارات امیر کبیر

 

نت برداری:

روان زنانه، همان عنصر زنانه در ناخودآگاه مرد است. این دوگانگی درونی غالبا به صورت یک شخصیت دوجنسی ظاهر می شود. مانند شخصیت دوجنسی تاجدار در یکی از متون کیمیاگری قرن 17. .... این عنصر زنانه در هر مردی وجود دارد که اساسا یک نوع رابطه ی پست تر با محیط اطراف و مخصوصا با زنان است. روان زنانه، با دقت از دیگران و حتی از خود شخص پنهان نگاه داشته می شود.

نشانه همواره کمتر از مفهومی است که می نمایاند، اما سمبول نماینده ی چیزی بیش از معنی آشکار و بلافصل است.

مردمی که ذهن خود را به کار می برند کسانی هستند که فکر می کنند- یعنی قدرت عقلانی خدر را برای تطابق با مردم و شرایط به کار می برند. و مردمی نیز که به همان اندازه هوشمندند، راه خود را با احساس می جویند و می یابند. ص86

چهار نوع کنش، شیوه های روشن برای برخورد خودآگاهی با تجربه است. 1- احساس مطلق: یعنی ادراک حسی به ما می گوید چیزی وجود دارد. 2- تفکر: ما را از چگونگی آن آگاه می سازد. 3- احساس: می گوید آیا آن چیز مطبوع است یا نامطبوع. 4- درک شهودی: که می گوید که از کجا می آید و به کجا می رود.ص 87

نیروهای غریزی، به وسیله ی رؤیاها( به اضافه ی انواع ادراک های شهودی، تمایلات و سایر وقایع از خود برآمده) بر فعالیت خودآگاهی تاثیر می کنند. میزان خوبی یا بدی این تاثیر به ماهیت محتوای واقعی ناخودآگاه بستگی دارد. ص93

رابطه ی میان غریزه ها و کهن الگوها: آن چه که ما به وجه اخص غریزه می نامیم کششهای فیزیولوژیک هستند و توسط حواس درک می شوند. اما در عین حال خیالبافی های ما ظاهر می شوند و غالبا وجود خود را فقط با صور سمبولیک فاش می سازند. این نمودها همان هایی هستند که من کهن الگو می نامم. منشاء آنها معلوم نیست و خود را هر زمان و در هر قسمت از جهان عرضه می کنند- حتی در جاهایی که انتقال با وراثت مستقیم یا اختلاط نژاد بر اثر مهاجرت مطرح نباشد. ص102

( در ابتدا، عمل بود)اعمال هرگز اختراع نشده اند، بلکه فقط انجام گرفته اند؛ اما فکر برعکس از کشفیات بعدی انسان است. انسان ابتدا به وسیله ی عوامل ناخودآگاه به حرکت در آمد و مدت ها پس از آن بود که اندیشیدن به علت های حرکت را آغاز کرد و در حقیقت دیرزمانی گرشت تا به این فکر نامعقول رسید که گویا خودش باعث حرکت خویشتن شده است. 123

خودشناسی: مانعی که در راه ما هست این است که نمی فهمیم و نمی خواهیم بفهمیم که خودمان در زیر پوشش آداب نیک چه می کنیم.ص128

این عیسی نبود که اسطوره ی خدا-مرد را به وجود آورد. این اسطوره قرنها پیش از تولد او وجود داشت. این فکر سمبولیک نر او نیز تسلط یافت و چنان که مرقس حواری می گوید، او را از زندگی محدود نجار ناصره بالاتر برد. ص132

سمبول های طبیعی از محتویات ناخودآگاه روح سرچشمه می گیرند و از این رو معرف تنوع عظیم در جلوه های کهن الگوهای اصلی هستند. در بسیاری از موارد می توان هنوز هم آنها را تا ریشه های کهنشان ردیابی کرد- بعنی به افکار و تصویرهایی که ما در نوشته های باستانی یا در جوامع ابتدایی می یابیم.ص139

کهن الگوها در عین حال همان تصاویر و عواطفند. فقط وقتی می توان از کهن الگوها سخن گفت که این درو جنبه مقارن باشند. وقتی که فقط تصویر وجود دارد، با تصویر کلمه سروکار داریم که چندان اهمیت ندارد. اما وقتی که تصویر با عاطفه آکنده شد، کارمایه ی روانی پیدا می کند، پویا می شود و مسلما عواقبی دارد.ص146

** ادیان ادواری: مصلوب کردن عیسی در روز جمعه قبل از عید قیام در نظر اول متعلق به همان الگوی سمبولیسم باروری است که در مراسم مذهبی مربوط به( نجات دهندکان) دیگری چون ایریس، توموز و ... یافت می شود. آن ها نیز از تولد الهی یا نیمه الهی برخوردار بودن، شکوفان شدند، کشته شدند و باز زاده گشتند. آن ها در حقیقت به ادیان ادواری تعلق داشتند که در آن ها مرگ و تولد و مجددا خدا- شاه یک اسطوره ی تکرار شونده اند. اما قیام مسیح در یکشنبه ی عید قیام از لحاظ شعائر مذهبی کمتر از ادیان ادواری قانع کننده است. زیرا که مسیح به آسمان می رود که در درست راست خدای پدر بنشیند: رستاخیز او یکبار برای همیشه اتفاق می افتد. ص164

**** سمبول های قهرمانی وقتی نمودار می شود که "من" محتاج تقویت است- یعنی وقتی که ذهن خودآگاه در کاری که نمی تواند بی کمک یا بدون استفاده از منابع قدرتی که در ضمیر ناخودآگاه وجوددارد انجام دهد. ص185

نباید تصویر قهرمان را با (من) خاص یکسان دانست. تصویر قهرمان یک وسیله ی سمبولیک است که (من ) توسط آن خود را از کهن الگوهای مربوط به تصویرهای پدر و مادری دوران کودکی رها می سازد.ص194

هویت گروه و فرد غالبا با یک حیوانبه عنوان سمبل مجسم می شود. این حیوان را توتم می نامند.ص195

*** برای مرد زندگی چیزی است که باید با حمله تسخیر شود، مانند عملی که از اراده ی یک قهرمان ناشی می شود؛ اما برای زنی که درباره ی خود درست می اندیشد کامیابی در زندگی فقط طی یک فرایند بیداری بدست می آید.یکی از اسطوره هایی که حاکی از این نوع بیداری است، دیو و دلبر است.ص209

موضوع عمده ی هنر نوین به یک معنی تصور ناپذیر است. به همین جهت قسمت اعظم هنر نوین انتزاعی است. هنرمندان بزرگ این قرن درصدد بودند که فرم مشهودی به زندگی واقع در پس اشیاء بدهند از این رو آثار آنان یک نمایش سمبولیک از جهان واقع در پس خودآگاهی است. 419

فرانتس مارک نوشته است: آیا ما از روی هزاران سال تجربه در نیافته ایم که اشیاء را هر چه بیشتر از لحاظ بصری به ظاهرشان توجه کنیم، کمتر با ما سخن خواهند گفت؟ ظاهر، جاودانه بیمزه و بیروح است.

 

 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مجوس شمال

نویسنده :ناهید
تاریخ:شنبه 2 اردیبهشت 1396-03:03 ب.ظ

نام کتاب: مجوس شمال

نویسنده: آیزایا برلین

ترجمه رضا رضایی

نشر ماهی

 

در راستای خوانش کتاب هایی در باب جنبش رمانتیسیم، کتاب مجوس شمال، یکی از کتاب های خوبی بود که به معرفی یوهان گئورگ هامان، نخستین روشنگر این نهضت می پردازد.

هامان بیادگذار واقعی سنت جدلی عقل ستیزانه ای بود که سهم بزرگی در شکل گیری اندیشه و هنر و احساس در غرب داشت. او که از معدود نقادان اصیل عصر جدید بود و با سلاح هایی گاه منسوخ و بی اثر به جنگ گرایش غالب زمانه اش می رفت، در برابر پیشروی نهضت روشنگری و عقل باوری قرن هجدهم نوعی مقاومت را سازمان داد که نهایتا از رمانتیسم و ابهام باوری و ارتجاع سیاسی سر در آورد. آیزایا برلین در کتاب حاضر با بررسی جذاب و نقادانه ای زندگی و عقاید هامان، او را سرچشمه ی فراموش شده ی نهضتی می داند که مشخصه اش رمانتیسم و عقل گریزی است و کل فرهنگ اروپا را تحت الشعاع خود قرار داده است.



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یا مرگ یا تجدد

نویسنده :ناهید
تاریخ:شنبه 2 اردیبهشت 1396-02:19 ب.ظ

نام کتاب: یا مرگ یا تجدد ( دفتری در شعر و ادب مشروطه)

نویسنده: ماشاءالله آجودانی

نشر اختران

 

این کتاب نیز یکی از کتاب های فروردین 96 با موضوعیت ادبیات مشروطه بود....

کتاب بسیار خوبی که با بحث های قابل قبول خود در باب مدرنیته، راهگشای خوبی در فهمِ چرایی و چگونگیِ شکل گیری ادبیات مشروطه است . هم چنین این کتاب به درستی از تکرار مکررات به دور است به همین دلیل اطلاعات نو و تازه ای را به خواننده می رساند.

خواندن کتابهایی در باب ادبیات مشروطه در طی درخواست یکی از نازنین دوستانم برای نوشتن مقاله ای در این زمینه بود.

سپاس از او ....

 

 

 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زندگی ملک الشعرا بهار

نویسنده :ناهید
تاریخ:شنبه 2 اردیبهشت 1396-02:11 ب.ظ

نام کتاب: به یاد میهن، زندگی ملک الشعرا بهار

نویسنده: کامیار عابدی

نشر ثالث

یکی از موضوعاتی که در فروردین 96 به آن پرداختم، ادبیات مشروطه بود.

در این راستا، کتاب بسیار خوب و دلنشین کامیار عابدی توانست کمک خوبی برای جمع بندی آن چه می خواستم در اختیارم بگذارد. شخصیت اعتدال گرای بهار را بیشتر شناختم درعین حال، این کتاب تشویقم کرد تا به بخشی از مقاله های او و شعرهایش بپردازم، هم چنین راهنمای خوبی بود برای پژوهشی کوتاه در مورد کسانی که اندیشه ی بهار تمایلی به سمت و سوی آنان داشته است.

عالی بود.



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حقیقت و زیبایی، درس های فلسفه هنر

نویسنده :ناهید
تاریخ:شنبه 2 اردیبهشت 1396-11:41 ق.ظ

نام کتاب: حقیقت و زیبایی، درس های فلسفه هنر

نویسنده بابک احمدی

نشر مرکز

 

این کتاب ششصد صفحه ای به مهم ترین مسائل زیباشناسی و فلسفه ی هنر می پردازد. نقطه ی قوت آن زبان ساده ی کتاب است که به راحتی قابل خوانش و هضم است. در عین حال، کتاب دارای نقص هایی است که بهتر می بود از نمونه های معتبرتری برای خواندن تاریخ فلسفه ی بهره می بردم.

اول این که نام کتاب، با محتویات آن همخوانی ندارد. در ذکر نام کتاب، عنوان شده: درس های فلسفه ی هنر!!. در حالی که این کتاب فاقد هرگونه نظریه از سوی نویسنده است و می بایست نام آن تاریخ فلسفه ی هنر می شد، نه درس های فلسفه. دوم این که آشفتگی کتاب برای ذهن کسی چون من که در این زمینه هنوز مطالعاتم به جایی نرسیده که نظریه ها را حفظ کرده و در خاطرم مانده باشد، به شدت آشفتگی و بی علاقگی به وجود می آورد. ما در ابتدا و وسط و انتهای کتاب، هم هگل داریم، هم کانت و هم .... می توان گفت دسته بندی ها بصورت علمی صورت نگرفته است و کتاب در این زمینه دچار نقص است. و دیگر اینکه خواننده با این کتاب زیر بمباران نقل قول ها مدفون می شود در حالیکه کمترین بهره را از آن ها می برد زیرا تا موضوعی به درستی دسته بندی نشود، خواندن نقل قول ها جز اتلاف وقت چیزی ندارد. و بعد از آن این که در این کتاب می خوانیم که در زمینه های مختلف، اعم از نقاشی، عکاسی، موسیقی، پیکره تراشی و غیره، نظرهای کارشناسانه و فنی داده شده که بعید به نظر می رسد خود نویسنده از همه ی علوم و فنون این هنرها بطور کامل سر در بیاورد. برای مثال طوری از موسیقی صحبت شده و به لحاظ تکنیکی و تخصصی موشکافی می شود که بعید است کسی که عمر خود را روی موسیقی گذاشته باشد بتواند آن را فهم کند. در مورد بقیه ی فنون هم همین قاعده تکرار شده. این جاست که کار کمی سخت شده و ناخواسته ذهن به این سمت کشیده میشود که ما با اطلاعات دستِ چندم روبرو هستیم و ..

خلاصه که خواندمش ....

امیدوارم در نمایشگاه کتاب بتوانم کتاب خوبی در باب زیباشناسی و تاریخ فلسفه ی هنر بیابم.



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دو رویکرد به هنر

نویسنده :ناهید
تاریخ:شنبه 19 فروردین 1396-03:46 ب.ظ

با مروری بر تاریخ فلسفه ی هنر، متوجه می شویم در طول تاریخ این رشته ی انسانی، دو نوع رویکرد متفاوت به مسئله ی بیانگری زیباشناسی و هنر وجود داشته است. رویکرد اول معطوف به تعهد و نیت هنرمند و سوژه ی خردمندی است که در مقام سازنده ی متن، خطوط مشخصی را برای تأویل هنر از سوی مخاطب ترسیم می کند.در این رویکرد، ما با هنرِ خودبسنده ای مواجه هستیم که برای نقد، به چارچوب و قوانین نشانه شناسانه متوسل شده و ادراک حسی مخاطب را تنها در موقعیت تاریخیِ آفرینش اثر و طبق ضوابط ساختاری آن معتبر می داند. این دیدگاه، مخاطب را به ابژه ی بی زمان و بی مکانی تبدیل می کند که اعتبار خود را از اثر یا متن می گیرد. رویکرد دوم، رویکردی هرمنوتیک است که هنر را از قداستِ گوهری و خودبسندگی بیرون آورده، آن را از قیودِ درزمانی می رهاند. در این رویکرد، ما با اهمیت تفسیر روبرو هستیم، تا جایی که نوع دریافت مخاطب و تأثیرپذیری او از هنر است که به اثر معنا می بخشد. این جاست که ما پیام اثر را از دهان مخاطب می شنویم. به تعبیر برتولت برشت، مخاطب کسی است شبیه به" کریستف کلمب".

توجه هنرمندان و نویسندگان ما به تفکر و اندیشه ی مخاطب، جلب رضایت آنان و احترام و احساس نیازی که در ضمن آثار و نوشته های خود به نقد خوانندگان نشان می دهند، این مسئله را یادآوری می کند که نگاه تئوریک این قشر اندیشمند، متمایل به رویکرد دوم است. اما چنان که به وجه عملی مسئله می رسیم؛ کم طاقتی ها، برخوردهای توأم با بی احترامی، دست کم گرفتن مخاطب و برچسب های گرایشی و حزبی و حتی عقده های شخصی به ناقد، از سوی صاحبان اثر، گواه آن است که گروهی از هنرمندان و مؤلفین ما، حتی به ناخودآگاه خویش وقوف نداشته و به شدت نیازمند شناخت و مکاشفه ی خویش اند. به تعبیر یونگ؛ مواد اصلی هر اثر هنری، از قلمرو گسترده ی ناخودآگاه سرچشمه می گیرد. با این وجود، چگونه اثری می تواند تأثرگذار باشد در حالی که روان ناخودآگاه صاحب اثر، هنوز نتوانسته است نقش شناختی خوبی از خود ارائه دهد؟!


ناهید زمانیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ویلهلم تل

نویسنده :ناهید
تاریخ:چهارشنبه 25 اسفند 1395-01:23 ب.ظ

کتاب: ویلهلم تل

اثر فردریش شیلر

ترجمه : محمد علی جمالزاده

انتشارات ترجمه و نشر کتاب، سال 1335

 

باید مراقب باشم. اگر بی احتیاطی کنم برگه های کاهیِ کتاب از هم فرو می پاشد. ترجمه ی جمالزاده که باشد و 

مانده از سال های پیش، متبرک است ....

ترجمه ی زیبای جمالزاده از کتاب ویلهلم تل آن چنان زیبا و فاخر است که خواننده قبل از توجه به نمایشنامه ی شیلر،

 متوجه حماسه ی نثر می شود. نمایشنامه ی"ویلهلم تل" در سال 1804 نوشته شده و شامل داستان مستقل شدن

 کشور سوییس توسط  انقلاب مردمی است. ویلهلم تل، شخصیت اول نمایشنامه، قهرمانی شبیه به کاوه ی آهنگر خودمان

 است. از این رو، نمایشنامه با متنی پهلوانی نگاشته شده است. جمالزاده با فهمِ مفهوم نمایشنامه، متن را بسیار زیبا با

 تم پهلوانی به فارسی برگردانده است.

و اما شیلر، که بحث بر سر او بسیار است و سوال های زیادی که آیا می توان او را یکی از نویسندگان جنبش رمانتیسیسم 

دانست یا نه؟!. آن چه مشخص است این است که مؤلفه های یک متن رمانتیک را می توان در ویلهلم تل به وضوح مشاهده

 نمود. این که شیلر خود را از جنبش رمانتیسیسم مبرا دانسته و آن را رد کرده است در اصل موضوع تغییری ایجاد نمی کند،

 به تعبیر بارت، متن متعلق به خواننده است و خواننده در متنِ ویلهلم تل می خواند:" بهترین اسلحه همان اسلحه ای است

 که یأس و اضطرار بدست انسان می دهد."ص59 با برداشت از همین یک پاراگراف می توان نمایشنامه ی ویلهلم تل را

 در مجموعه ی مکتب رمانتیسم قرار داد.

و بعد ... تازه متوجه شدم شخصیت انیمیشن قدیمی که دوستش می داشتم؛ پدری با دست های لرزان که کمان خود را

 به سمت سیبی بر سرِ پسرش نشانه می رود، ویلهلم تل است....

 

 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

برادران شلگل. دانشنامه استنفورد

نویسنده :ناهید
تاریخ:چهارشنبه 25 اسفند 1395-12:12 ب.ظ

کتاب: برادران شلگل

نویسنده: کاتیا د. هِی و آلین اسپیت ( از سری کتاب های دانشنامه ی استنفورد)

ترجمه : مسعود حسینی

نشر ماهی

 

آگوست ویلهلم فون شلگل و فردریش شلگل، دو برادر که در ایجاد جنبش بزرگ رمانتیسم نقش بسزایی داشته اند. 

آ.و. شلگل نقش مهم تری در این زمینه داشته است از این رو که یکی از برجسته ترین رواج دهندگان فلسفه ی

 رمانتیسم بوده است. شناخت گسترده ی او در زمینه ی فلسفه، ادبیات، تاریخ، معماری، انسان شناسی و زبان شناسی

 از او انسان جامعی ساخته بود که توانست در زمینه ی ادبیات تطبیقی مسیر روشنی را در اختیار ادبیات و هنر قرار دهد. 



نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :18
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...